|
توریسم شکار از منظر توسعه ی پایدار |
|
|
|
آناهیتا امینی علوی
|
|
۰۸ دي ۱۳۸۵ |
|
صفحه 3 از 7
این صنعت قابلیت آن را دارد که با ایجاد فرصتهای شغلی متنوع، جویندگان کار از اقشار مختلف جامعه را در حرفههای مورد نیاز خود مشغول گرداند. یکی از زیرشاخههای اصلی طبیعتگردی که همواره مخالفان و موافقان زیادی را در کشاکش با خود داشته و بهطور مدام توسط کارشناسان مورد بحث قرار گرفتهاست، پدیدهی "شکار" میباشد.
حتی اگر شما جزو آندسته از افرادی باشید که با پرداختن به امر شکار به هر صورتی، ضدّیتی آشکار از خود نشان میدهید، آیا میتوانید منکر این واقعیت گردید که شکار به شکل پرجاذبهای مورد علاقهی برخی از انسانها میباشد و حتی برای عدهای حرفهی اصلی و منبع درآمد زندگیشان محسوب میشود؟ با توجه به این مطلب واضح است که نفی عمل شکار به طور کلی، نه تنها کمکی به بقای محیط زیست ما نمیکند، بلکه با بوجود آوردن مشکلات جدی برای این افراد باعث تشویق آنها به پرداختِ شکار غیر مجاز میباشد. 
شکار غیر مجاز یعنی شکاری غیرقانونی که هیچ ضوابط و مقرراتی بر آن حاکم نیست و به شکل غیر قابل کنترلی باعث به خطر انداختن تداوم و بقای نسل بسیاری از گونههای جانوریِ آسیبپذیر میگردد. شکار غیر مجاز و کنترلنشده نتایج هولناکی را سبب میشود که طبیعت هرگز قادر به جبران آن نخواهد بود چرا که موجود زندهای که نسلاش منقرض گردد برای همیشه از بین رفته است و محیط زندگی ما تاوان فقرِ آن را برای اَبد پس خواهد داد. آیا به نظر شما منطقی میآید که دولتی تصمیم بگیرد با سد کردن راه شکارچیان متعهد و طرفدار محیط زیست دشتها و بیابانها و جنگلهای بیکران سرزمینش را به جولانگاهی آزاد برای پرداختن به شکارهای غیر مجاز و ستم و تعدّی علیه حیوانات بیپناه تبدیل نماید و نیروی انسانی و سرمایهی سنگینی را بهطور سالانه در راه مبارزه با اشرار تلف کند؟
نه تنها موضِع گیری افراطیِ ستیزهجویانه نسبت به مسألهی شکار، سبب بقای هیچ محیط زیستی نمیگردد بلکه دخالت به موقع و سنجیدهی انسانها در بوجود آوردن تعادل زیستیِ چرخهی حیاتِ منطقهای خاص در بسیاری از موارد امری ضروری میباشد. به عنوان مثال باید گفت گاهی اوقات ازدیاد ناگهانی جمعیت برخی از جانوران همچون گرازها و یا پرندهی کوچکی همچون گنجشک با ظاهر معصوم و بیتقصیرش تهدیدی اساسی برای حیات گونههای گیاهیِ حساس و در معرض خطر انقراض محسوب میشود.
|