|
يك سناريو براي دشتهاي وسيع كشاورزي مناسب و قابل ادامه در قرن 21 |
|
|
|
۲۴ دي ۱۳۸۴ |
مفهوم كشاورزي خوب نيز مانند زيبائي، در چشم بيننده منعكس ميگردد. تحسين از كشاورزي خوب مثل تحسين از زيبائيها ما را به هيجان ميآورد، و با ديدن آن در جهت كشف راهي كاملاً تازه در زمينه زندگي بهتر براي خود و ديگران حركت ميكنيم.
اين موضوع بيشتر در ديدن دشتهاي بزرگ و استعداد بالقوه آنها در كشاورزي نمود پيدا ميكند. رسيدن به چنين كشفي ميتواند سبب دگرگوني فاحش در روش زندگي ساكنين اين دشتها و جلگهها و مناطق همجوار آنها گردد. اين جستجوها و نتايج حاصله از آنها ممكن است در زندگي بسياري از ساكنين مزارع كشاورزي، جلگهها و در تمام كشورهاي جهان تغيير بوجود آورد. براي اين كه مقصود خود را بهتر بيان كرده باشيم تعريف كنگره آمريكا از كشاورزي را كه در قانون 1990 آمده است عيناً نقل ميكنيم:
سيستمي يكپارچه و منسجم از عمليات كشت و كار و توليد دام، براي موارد استفاده معين كه در درازمدت به اهداف ذيل نائل گردد:
1- غذا و نيازهاي فيبري انساني را تأمين نمايد. 2- كيفيت محيط زيست، و منابع طبيعي را متناسب با مقتضيات اقتصاد كشاورزي، بالا ببرد. 3- از منابع غيرقابل تجديد و جبران، مناسبترين استفاده را به عمل آورده، و در مزارع و مراتع هر وقت و 4- هرجا كه لازم باشد سيكلهاي بيولوژيكي، و كنترلهاي طبيعي را متحد نمايد. 5- ادامه شرائط اقتصادي بودن كار كشاورزي را حفظ نمايد. 6- كيفيت زندگي را براي كشاورزان و در مجموع براي كل جامعه ارتقاء دهد.
منظور از دشتهاي بزرگ كشاورزي، تصويري است از يك منطقه وسيع و مستقل براي اجراي برنامههاي كشاورزي تجاري كه اكنون از كوير تاريخي خود خارج ميشود. از خودنمائي كه تعريف فوق از كشاورزي مناسب آينده بدست ميدهد، نياز امروز، چنين احساس ميشود كه بايد يك سري اهداف وسيع و پر دامنهاي را تعقيب كنيم، كه منتهي به ارتقاء كيفي روشهاي زندگي كشاورزان، و كل جامعه ميشوند. از اين رو، سناريويي كه اين مقاله ارائه ميدهد در پاسخ به اين نياز است.
چرا بايد ما نگران ارتقاء كيفي زندگي در دشتهاي بزرگ باشيم؟ پوپرها ميگويند كه ساكنين دشت كه هميشه در معرض بيشترين تغييرات شرائط جوي قرار دارند، هنوز هم از فشارهاي اقتصادي سالهاي 1980 رنج ميبرند. آنان از خالي شدن منطقه از جمعيت، و منزوي شدن خودشان در عذابند. اين سيكلهاي تغييرات جوي دنبالهدار هستند. ميراث دشتها مقاوم و پايا است. پوپرها معتقدند كه اين مناطق را بايد از كشاورزي سنتي بكلي دور كرد. شواهد هم اين گفتهها را تأييد ميكنند. بايد از كمك دولت قدرداني كرد، كه در حدود 30 ميليون جريب از چنين زمينهايي را در مناطق مختلف در برنامه حفاظت و رزرو خاك قرار داده است. در گذشته نيز اين زمينها را به صورت مناطق سبز ملي حفاظت ميكردند.
به هر حال، موضوع ارتقاء كيفيت زندگي كشاورزان و سكنه غير كشاورز در چنين مناطق، مربوط به يكصد شهرستان و حتي بيشتر از آن ميشود؛ كه پوپرها آن را شناسائي و تعيين كردهاند. مسئله بزرگتر اين است كه يك جامعه مدرن چگونه ميتواند موفقيت تكنولوژيكي را از طريق روشهاي نوين زندگي، با موفقيت اقتصادي و اجتماعي اين مناطق، هماهنگ نمايد. چنين تطبيقي، مستلزم توليدات كشاورزي تجاري دنبالهدار، و حتي گسترش يافته است كه با بهبود و ارتقاء شرائط فيزيكي و اجتماعي محيط زيست، در اين مناطق سازگار باشد.
كيفيت زندگي در ارتباط با اين موضوع، سن كشاورزي مناسب براي آينده را كه شرطي براي ارتقاء كيفي زندگي است، بدين ترتيب معني ميكنم؛ كه بايستي يك پويش موفقيتآميز در اين مورد صورت بگيرد؛ كه در كي بايد زندگي كرد، و چگونه بايد زندگي كرد. اين انتخاب مكان و روش، شامل انتخاب تعليم و تربيت، آموزش، حرفه، بهداشت، امنيت، مسكن و تمامي مواردي از زندگي ميشود، كه هر كس بايد از آنها به نحو مقتضي برخوردار گردد تا به جامعه خود خدمت كند و پاداش خود را هم به صورت رضايت رواني و مزاياي اقتصادي و اجتماعي، از همان جامعه دريافت نمايد.
مسئلهاي كه امروزه اوضاع زندگي ساكنين دشتها (كشاورز و غيركشاورز) را بدتر ميكند، نگراني آنها از آينده است. زيرا انزوا و دورافتادگي آنها كه روز به روز بيشتر ميشود ممكن است قبل از اين كه راه حل جديدي براي آنها پيدا شود آنها قدرت انتخاب روش را هم از دست بدهند. شواهد نشان ميدهد كه وضع آنها بدون تغيير مكان و تغيير روش در زندگي بهتر نخواهد شد. بلي، با استفاده از وسائل ارتباطي مدرن، كامپيوتر و تغيير مكان، ميشود در نقاط دور افتاده هم وسيله زندگي درست را بدست آورد. اما مهمتر اين است كه هيچ پيشرفت تكنولوژيكي نميتواند، كاملاً جاي روابط و مشتركات انساني را در جوامع پر كند. تغيير مكان و مهاجرت به نقاط دوردست ممكن است امكانات اقتصادي و فني را تأمين نمايد. اما اعتماد و اطمينان به ادامه زندگي و ارتقاء كيفي آن، با اين امكانات ميسر نميشود. كشاورزان و روستائيان كه امروزه به مسير رسيدن به شغل و حرفه مناسب و زندگي بهتر به شهرها مهاجرت ميكنند، همراه با اميد و انتشار بدست آوردن درآمد و پول زياد، به نتايج منفي اين مهاجرت، كه جرايم شهري، تراكم جمعيت، و حتي تخلفات و تجاوزات در مدارس است، خواهند رسيد. در اين مقاله، يك سناريو از كيفيت بالقوه ارتقاء يافته زندگي براي ساكنين دشتهاي دورافتاده، و همچنين براي حاشيه نشينان شهرهاي بزرگ ارائه ميشود. البته جنبههاي مثبت زندگي كشاورزان مزارع بزرگ، و حومههاي شهرها كه داراي ثروت و امكانات كار و زندگي خوبي هستند، انكار نميشود. بلكه اين سناريو، راه جديدي را مطرح ميكند كه براي اكثر ساكنين دشتهاي وسيع و حاشيه نشينهاي شهرهاي بزرگ، كه احتمال نميرود كه صاحب مزارع و مراتع كافي و يا مانع درآمد و مستغلات شهري قابل ملاحظهاي بوده باشند، مناسب است.
شرايط در دشتهاي وسيع در سال 1987
سالهاي 1980 دوران مشكلي براي خانوادههاي كشاورز و غير كشاورز ساكن مناطق دورافتاده دشتها و جلگهها بوده است. براي ارزيابي اوضاع اقتصادي اين قسمتها، آمارهاي سرشماري از شهرستانهائي كه به وسيله شوراي كشاورزي دشتها، جزو همين دشتها محسوب شدهاند مورد بررسي قرار گرفت. تا سال 1987، سن چهل درصد از كارگران غير شهري در قسمتهاي جلگهاي و دشتهاي شش ايالت آمريكا (راكوتاي شمالي ـ راكوتاي جنوبي ـ بنراسكا ـ كانزاس ـ اكلاهما ـ و تگزاس) 25 الي 64 سال بوده است. دستمزد ساليانه اين مزدوران، بالغ بر 11611 دلار بود، كه آستانه رسمي فقر براي يك خانواده چهار نفره است. نسبت اين كارگران كمدرآمد بيش از 36 درصد كل كارگران غير شهري در همان سن و سال در ايالات متحده آمريكا است. و تقريباً دو برابر كارگران شهري است كه نسبت آنها به كل كارگران 21 درصد است. ادامه كاهش جمعيت در شهرستانهاي دورافتاده هم اميد افزايش اشتغال در امور غير كشاورزي را در منطقه به يأس تبديل ميكنند، و هم انزوا و دورافتادگي بقيه سكنه را از مشاغل شهرها تشديد مينمايد. از سال 1930 تا سال 1990 يكصد شهرستان متوسط جمعيت خود را به تدريج از دست دادهاند. تراكم جمعيت در بيش از 70 درصد شهرهاي جلگهاي در سال 1990، كمتر از ده نفر در هر مايل مربع بود. روز به روز به عده شهرهاي كم جمعيت اضافه ميشود. اين كم شدن جمعيت در اين شهرها به علت اين است كه خانوادههاي كشاورز آمريكائي در مجموع، در خارج از مزرعه خود، درآمد بيشتري به دست ميآورند تا خود مزرعه، اكثر زنها در خارج از خانه كار ميكنند. اگر تغيير مكان صورت بگيرد، اكثر خانوادههاي ساكن دشتهاي وسيع، (چه كشاورز و چه غير كشاورز) با كمبود شغلي خارج از مزرعه و كمبود درآمد روبرو ميشوند و فرصت تعليم و تربيت و آموزش و ساير مسائل اجتماعي نخواهند داشت.
توسعه دادن مزارع ـ پاسخي ناكافي به مسئله ظاهراً توسعه سريع مزارع كشاورزي، تنها فرصت است كه بقيه ساكنين دشتها و مناطق دورافتاده دارند، تا درآمد بيشتري بدست آورند. سرشماري كشاورزي سال 1987، نشان ميدهد كه مزارعي كه فروش ساليانه آنان 100.000 دلار يا بيشتر بود (مزارع بزرگ) به طور متوسط درآمدي خالص و نقد، معادل 77013 دلار بدست آوردهاند. و مزارعي كه داراي 10.000 دلار فروش داشتهاند درآمدي معادل 7722 دلار بدست آوردند. تعداد اين مزارع فقط 8/13 درصد مزارع كشور است. و تعداد مزارع داراي فروش 10.000 دلار نيز 3/27 درصد ميشود. (در واقع نيمي از مزارع كشور ميزان فروشي كمتر از 10.000 دلار داشتهاند كه ميزان فروش ميانگين براي اين مزارع 1718 دلار بوده است).
دشتها و مزارع موجود در آنها در تمركز توليد شريك هستند. مثلاً در حدود 21 درصد از كل مزارع غله آمريكا 68 درصد فروش خود را از اين مزارع داشتهاند. در حدود 18 درصد از دامداران گوشتي تا 96 درصد از دامهاي پرورش يافته را فروختند. و 16 درصد از مزارع نبراسكا 83 درصد فروش داشتهاند. با توسعه مزارع و فروش بيشتر شايد كشاورزان موفق قادر به تهيه امكانات لازم جهت دسترسي به تعليم و تربيت، آموزش، و ساير امور اجتماعي كه هر روز بيشتر از روز قبل از آنها فاصله ميگيرند باشند. ولي اين توسعه مزارع در نبودن صنايع غير كشاورز امكان دسترسي به درآمدهاي غير كشاورزي و فرصتهاي اجتماعي را، در محل از بقيه كشاورزان و ساكنين منطقه مشكل ميكند.
البته كشاورزان باقيمانده كه مسلماً از كشاورزان خردهپا هستند، بايد در هم ادغام شوند؛ تا با تقويت موقعيت خود شانس بقا پيدا كنند. اين مردم در كوير اجتماعي در تله افتادهاند؛ و با فشار روزافزون مواجهند. زمين را ميكاوند فقط براي زنده ماندن نه براي درآمد بيشتر و يا حفظ وضع و موقعيت خود و مزرعه.
با توسعه سريع مزارع ممكن است كيفيت محيط هم بهتر گردد، و مزارع وسيع و يا گروههاي ادغام شده كه با هم كار ميكنند، از منابع بهتر و مهارتهاي بالاتر استفاده ميكنند. از كودها و سموم دفع آفات و حشرات؛ كنترل بيشتري استفاده ميبرند. مواد سوختي را عاقلانه بكار ميبرند و به مكانيسم حفظ خاك و حاصلخيزي زمين توجه بيشتري دارند. اين گروهها بايد به مسئوليت حفظ محيط زيست و دوري جستن از آلودگيهاي شيميائي كاملاً آگاه شوند. سرشماري سال 1987 بعضي از اين امكانات، تسهيلات را نشان ميدهد. ميزان استفاده از اين امكانات با نوع مزارع تفاوت داشته است. در حدود 16 درصد از مزارع كه فروشي معادل 79 درصد محصول داشتهاند، كمتر از 70 درصد از سموم دفع آفات را بكار برده است. فقط 62 درصد از كود شيميائي 58 درصد از بنزين و ديگر سوختها استفاده كردهاند. هرقدر توسعه مزارع شدت بگيرد، افت كيفي زندگي براي بقيه مردم ساكن اين مناطق سريعتر و بيشتر ميشود: براي كشاورزاني كه سرمايه خود را در رقابت براي توسعه مزرعه از دست ميدهند و هم براي سكنه غير كشاورز كه از همين طريق اشتغال خود را ناپايدار ميبينند. كشاورزان عمده و صاحبان مزارع وسيعتر هم در خريد و هم در فروش، كشاورزان خردهپا و جوامع محلي را دور ميزنند و آنها را ناديده ميگيرند.
كشاورزي مناسب براي آينده و كيفيت ارتقاء يافته زندگي
داشتن كشاورزي واقعاً مناسب براي آينده كه كيفيت زندگي را براي كشاورزان و بطور كلي براي جامعه بالا ببرد به چه چيزهاي ديگري نيازمند است؟ تصور وسيع از كشاورزي مناسب اميد مخصوصي را در بر دارد. زيرا ساكنين بزرگسال مناطق شهري، درست در آنسوي دشتهاي وسيع، (در همان شهرهاي ايالات ششگانه) خود صاحبان بهترين درآمد در سال 1987، در مقايسه با ساير مناطق شهري كشور، بودهاند. مثلاً مردان حومه شهري در سرشماري منطقه مركزي شمال غرب، از نظر درآمد در رديف دوم بودهاند (يعني درآمدي بيش از سه برابر آنچه كه آستانه فقر محسوب ميشود( چه احتمالاتي ممكن است پيش آيد؟ سناريوئي كه در اينجا ارائه ميشود كشاورزي را در داخل مقطعي از منطقه با جوامع مرتبط بهم و با منابع درآمد گوناگون و شرائط زيستي متنوع تركيب كرده و ارائه ميدهد:
* مزارع و مراكز دامپروري وسيع واقعي: مزارع واقعاً بزرگ، مناطق بسيار وسيعي مانند زمينهاي واقع در بين دو رودخانه، هستند كه به صورت يك واحد كشاورزي اداره ميشوند، ولي در مالكيت چندين نفر است. اين مزارع بزرگ علاوه بر اجراي برنامههاي اقتصادي مانند خريد كافي مواد و فروش كافي توليدات و حمل كالا به بازار و استفاده از سيستم بازاريابي ميتوانند در حفظ منابع و محيط زيست نيز با بهبود بخشيدن به كيفيت محصول، كاشت متناوب غلات و علوفه در زمين، حفظ برنامه آيشكاري، رديف كاري، استفاده درست از كودهاي شيميائي، و چراندن گلهها و دامها با برنامههاي منظم در مراتع مؤثر باشند.
كشاورزي تجاري، شامل فعاليتهاي دامپروري هم ميشود. نوع توسعه يافته و عموميتر شده اين فعاليتها كه در حال افزايش هم هست، مراكز تغذيه است كه از فرآوردههاي دامپروري استفاده ميكنند. هر مركز دامپروري از نوع و جنس و تخم مخصوصي از حيوانات و دامهاي استاندارد شده را پرورش ميدهد. بعضي براي تهيه مواد غذائي، و بعضي هم براي تكثير و پارهاي نيز براي هر دو مورد فعاليت دارند. با وسائل حمل و نقل جديد، كارآئي سيستم توليد و تكثير دام، و همچنين كيفيت محيط زيست، بهتر شده است. مثلاً با استفاده از راهآهن از ضايعات بسيار در حمل و نقل دام و طيور كاسته شده است.
امتيازاتي كه توليدكنندگان بزرگ پيشنهاد ميكنند اكثر كاركنان مزارع واقعاً بزرگ متخصصتر، آموزش يافتهتر و ماهرتر هستند. اين كاركنان از نظر سوء استفاده از قدرت بازار هم مطمئنتر هستند. زيرا به آنان پول كافي پرداخت ميشود كه خيلي بالاتر از كاركنان قبلي مزارع دريافت ميكنند. تبديل زمينهاي حاصلخيز به مزارع بزرگ ميتواند هم منبع درآمد بيشتر باشد و هم مراقبت از منابع طبيعي بهتر انجام ميگيرد. بكار گرفتن ناوگاني از ماشينهاي مختلف كار كشاورزي را از قبيل شبكهبندي، آيشبندي، شخم و تمام امور آن را در زمان مناسب و با كيفيت مطلوب، سادهتر ميسازد. تعداد مزارع بزرگ و دامپروري وسيع در دشتهاي بزرگ شش ايالت آمريكا (كه قبلاً نام ايالات ذكر شد) روي هم رفته بيشتر از يكچهارم كل اين نوع مزارع و دامپروري در سراسر كشور نيست. (چيزي در حدود 40.000 يا مقايسه با 160.000 سال 1987). اكنون ارقام واقعي از اين هم پائينتر است. اين محاسبه مبتني بر آمار سرشماري كشاورزي سال 1987 است. بخاطر انزواي شديد بقيه ساكنين دشتها، كه در اثر توسعه زياد مزارع پيش آمده است، اكنون جمعيت بسيار كمي در اين مزارع و دامپروريها زندگي ميكنند. اكثر مردم با استفاده از وسائل هوائي به جوامعي كه جديداً در دورترين قسمتهاي اين دشتها بوجود آمدهاند، براي كار و زندگي رفت و آمد ميكنند. اين مراكز جديد را «سوپر شهرك» مينامند. سوپر شهركها كه بعداً بطور مشروح معرفي خواهند شد نوعي امكان انتخاب براي زندگي را به افراد ميدهد، كه در روستاها و حاشيه شهرها وجود ندارد.
* سرزمين بوفالوها: زمينهاي دورافتاده و آماده فرسايش را ميتوان به حالت طبيعي خود رها كرد تا همان طور كه پوپرها ناميدهاند «سرزمين بوفالوها» باشند. بخشي از اين زمينها اكنون بصورت مرتع و يا در مواردي كم بهره مورد استفاده هستند. بخشي از اين زمينها كه در اختيار بوفالوها است، ميتواند محل مناسبي براي توريسم و تفريحات هم باشد. و حتي ميتوان در آنجا برنامههاي آموزشي هم اجرا نمود.
* سوپر شهرها: «ساپ اورب» ، براي اين كه كيفيت زندگي ساكنين مناطق كشاورزي و غيركشاورزي و شهري و خلاصه كليه كساني كه به روشهاي جديد زندگي توجه دارند، تغيير نمايد، ميتوانند به «ساپوربها» و يا سوپر شهرها تغيير مكان دهند. اصطلاح «ساپورب» خلاصهاي است از سه كلمه انگليسي، كه معني منطقه شهري سوپر و يا برتر را ميدهد. اگر بتوانيم چنين منطقهاي را بوجود آوريم، پيشرفتي عظيم از يك نمونه حومه شهرها و شهركها و نمايشي خواهد بود از آنچه كه يك شهر جديد موفق بايد باشد.
در اين جامعه جديد بهترين و مناسبترين سيستم زندگي روستائي و كشاورزي با بهترين روش زندگي شهري و حومه شهري تركيب ميشوند. در اين سوپر شهرها فرصت بهبود كيفي زندگي براي ساكنين سابق دشتها و مزارع دورافتاده، و همچنين ساكنين شهرها و حومههاي آن، بطور يكسان به وجود خواهد آمد. تصور و واقعيت جنايات شايع شهرها نياز به يك شكل بهبود يافته از زندگي را افزايش ميدهد؛ و مردم دورافتاده و منزوي شده روستاها كه قربانيان فشارهاي اقتصادي ناشي از پيشرفت تكنولوژي هستند، بايد به نحوي مورد توجه قرار گيرند. از اين سبب است كه جذب اين گروههاي جمعيتي به يك مكان مناسب، يك نياز است. از سوي ديگر حاشيهنشيني سنتي در شهرها نيز مانند كشاورزان قرباني فشارهاي اقتصادي هستند و نياز به توجه دارند. سوپر شهرها، واقع در وراي مرزهاي سنتي دشتهاي بزرگ، سكنه خود را قادر ميكنند كه هر روز براي كار به شهرهاي دور رفت و آمد نمايند و براي كار و آموزش و هر نوع امور اجتماعي از آن سوپر شهر به كليه جوامع اطراف خود دسترسي داشته باشند. كشاورزان و دامداران كه بايد در فواصل زماني معيني در شهرهاي دورتر بكار بپردازند، ميتوانند با وسيله هوائي رفت و آمد نمايند، و با شيفتي كردن كار با همكاران خود، به تمام امور زندگي خود برسند.
سوپر شهرها يك زندگي غني و متنوعي به ساكنين خود ميدهد؛ ساكنين سوپر شهرها و خانوادههاي آنان، از مجاورت با طبيعت و حيوانات اهلي لذت بيشتري ميبرند. و اين فرصتي است كه ديگر براي ساكنين شهرها و حومه شهرها ميسر نميشود. در سوپر شهرها امكان تحصيل و آموزش و تفريحات و فعاليتهاي هنري براي تمامي طول عمر وجود دارد. بدون سوپر شهر اين فرصتها براي ساكنين مناطق روستائي و حتي حومه شهرها، بدست نخواهد آمد. در سوپر شهرها هم با مردم، و هم با محيط زيست، دوستانه برخورد ميشود. در طرحها و سازمانهاي سوپر شهرها تمامي علائق ويژه گروههاي سني مختلف رعايت ميشود. قدم زدن و پيادهروي راحت و با امنيت كامل انجام ميگيرد. ساكنين سوپر شهر با كاستن از هزينه بهداشت و درمان از طريق پيشگوييها و از طريق فعاليتهاي ورزشي لذتبخش، به زندگي بهتري دست پيدا ميكنند. آنان از سوختهاي خيلي كمتر استفاده ميكنند و محيط زيست را پائين نگه ميدارند.
سكونت در سوپر شهر انزواي روستائي و بيتحركي و خانهنشيني شهري را از بين ميبرد. بيتحركي در شهرها و حومه شهرها، مانع بزرگي براي بهبود زندگي است. حركات ورزشي محدود است و زندگي سالم داشتن در شهر امري مشكل شده است. انسانها در شهرهاي شلوغ، بيحوصمه و پرخاشگر هستند. اين سوپر شهرها نمونهاي پيشرفته از دهكدههاي تاريخي اروپا است؛ كه سوپر شهرها بوجود ميآيند، داراي كيفيت بهتري از مؤسسات مشابه خود در ساير شهرها هستند مثلاً در مدارس تعداد شاگردان هر كلاس خيلي كمتر از تعداد آنها در كلاسهاي شهري است؛ كه آموزش دادن و ياد گرفتن در آنها با آن تراكم شاگرد كاري مشكل است.
*سوپر شهرستان: وقتي كه كشاورزي تجديد حالت پيدا كرده و مردم وابسته به آن هم تغيير روش كار و زندگي داده باشند، ديگر نيازي به خدمات شهر، استان، كشور با سيستم سنتي نخواهند داشت. اكثر مردم به سوي خدمات و تسهيلات جديد كشيده ميشوند. خدمات و اورژانسها براي كساني كه در سوپر شهرها رفت و آمد دارند بهتر ارائه ميشود. خدمات و تسهيلات قديمي و سنتي كمتر مورد توجه هستند لذا تغيير مكان جمعيت ميتواند منجر به ظهور شهرهاي متوسط دورافتاده، كه بعضي از آنها نزديك به دشتها و بعضي در فراسوي آنها است گردد. اين سوپر شهرها نيز در مجموع از يك سوپر شهرستان خدمات دريافت ميكنند. ضمن اينكه خدمات بهتر ميشود هزينههاي ارائه خدمات هم براي سازمانهاي دولتي كمتر ميشود. اين سوپر شهرها، در يك شبكه منطقهاي بهم مرتبط ميشوند و مسير جديدي براي خدمات عمومي بوجود ميآورند. پزشكان و دندانپزشكان و خدماتي از اين قبيل را با سرويسهاي هوائي به تمام شهرها اعزام ميكنند و به صورت سيار عمل ميكنند. چنين خدماتي هم ميتوانند خصوصي باشند و هم دولتي. سرويسهاي مشترك مانند خدمات كليسائي و كشيش و از اين قبيل را به صورت سيار انجام ميدهند. سوپر شهرستان مورد نياز براي 16 ايالات آمريكا كه قبلاً نام برده شد، در حدود 230 شهرستان ميشود كه تقريباً 74 درصد كل شهرستانها است.
* وسائل حمل و نقل جديد: روش زندگي مدرن اقتضا ميكند كه بعضي از وسائل قديمي حمل و نقل متروك شوند و به جاي آنها از وسائل مدرنتر استفاده شود. اكنون اكثر راههاي عمومي در مناطق دور متروك ماندهاند و مزارع و مراتع بزرگ، براي حمل كالا و دام از راهآهن، هواپيما، هليكوپتر، هاوركرافت، كاميونهاي بزرگ و تريلي و تراكتوركش، و مانند اينها استفاده ميكنند. اينها نوع وسائلي هستند كه هماكنون در استراليا مورد استفاده است. در سوپر شهرها و در داخل شهرها اكثر مردم پياده هستند و استفاده از اتومبيل محدود است.
نتيجه
تركيبي از مؤسسات جديد كه طرح آنها در اين مقاله ارائه شد ميتوانند براي مزرعهداران و هم براي غير كشاورزان درآمدهاي بالاتري بوجود آورد و فرصتهاي بهتري را براي تعليم و تربيت آموزش، تفريح، ورزش و فعاليتهاي فرهنگي فراهم آورد. با اين طرح مواد غذائي بيشتر و ارزانتر بدست ميآيد؛ و هزينه دولتي هم كاهش مييابد. با اين طرح ضمن خدمات بهتر، محيط زيست سالمتري وجود خواهد داشت. مسئله حفاظت خاك و زمين مزروعي و ساير ملزومات كشاورزي بهتر تأمين ميشود، و آلودگي از مواد شيميائي و مواد دفع آفات كمتر پيش خواهد آمد. با اين روش زندگي مناطق هم جوار نيز، فرصت خوبي براي كسب درآمد از طريق توريسم و تفريحات و مؤسسات آموزشي، خواهند داشت. مردم آمريكا، و حتي بيگانگان كه مايل باشند از اين طرحها ديدن ميكنند و ضمن لذت بردن چگونگي كار را فرا ميگيرند. اين سوپر شهرها كه خود يك لابراتوار اجتماعي است، ميتوانند به روشهاي ارتقاء يافته زندگي مردم و خانوادههاي كشاورز و غير كشاورز تمامي جهان نمونه بيافريند.
قبلاً به بعضي از كمبودهاي منطقه در دشتهاي وسيع اشاره شد. ولي به نظر ميرسد كه امور كشاورزي به جهت ثبت سازندگي تمايل دارد، كه طرح آن را اعلام داشته. امروز در حدود از كشاورزان مناطق دورافتاده در خارج از مزرعه زندگي و كار ميكنند. كابوي آمريكائي اكنون فقط يك خاطره است تا يك واقعيت. از هر پنج مزرعه ممكن است يكي هم يك رأس اسب داشته باشد. البته چيزي كه از دشتهاي وسيع ممكن است بدست آيد، بستگي به پذيرش و توافق در بين شهروندان و سازمانهاي خصوصي و سياستگزاران بخش عمومي دارد تا يك روش زندگي قابل قبول براي كشاورزان و غير كشاورزان ساكن دشتها بوجود آيد.
http://www.ayandehnegar.org/g_1.php?news_id=2127
| | |