|
در آمدى بر جغرافياى قصص قرآنى |
|
|
|
حميدرضا مهاجر
|
|
|
|
صفحه 1 از 6 نوشتار حاضر، به بررسى مبحث مكان و اسامى جغرافيايى در متن قرآن كريم مىپردازد.مؤلف در ابتدا مدخلى بر آراى جغرافىدانان و نظريهها و مكاتب آنها، در ارتباط با اماكن قرآنى مىگشايد.سپس ميزان توجه و رويكرد منابع مختلف به اين مبحث را مورد بررسى قرار مىدهد.
در اين مقاله توجه تعصبگرايانه به هيچ يك از اين مكاتب نشده و صرفا نشان دادن اهميت مبحث جغرافيا در اين گونه بررسىها و درك و برداشت و تفسير از [آموزههاى] دين اسلام، مورد نظر بوده است.
مقدمه و هدف
اين مقاله به بررسى مكان در قصص قرآن مىپردازد. در آغاز، مقدمهاى با هدف روشنگرى پارهاى از موضوعات جغرافياى اسلام، مىآيد؛ به اين اميد كه موجب توجه و اهتمام بيشتر به اينگونه تحقيقات شده و نتايج نظرى و عملى آن براى پژوهشگران مؤثر افتد.
تحقيق حاضر تابع و پيرو آراى جغرافىدانان بزرگ همچون ديمولان و مس سمپل ـ كه معتقد به نظريهى جبر جغرافيا2 مىباشند و تمامى پديدههاى انسانى را نتيجهى عوامل جغرافيايى دانسته و اعتقاد دارند كه اگر بشريت به سيرت آغازين خود باز گردد، پىگير همان راهى خواهد بود كه قبلاً طى كرده، ـ نيست؛ [چرا كه] اگر عوامل جغرافيايى همواره يكسان باشند، اين نظريهى مخرب جبر جغرافيايى، سبب اخلال در طريق آزادى و اختيارى مىشود كه توجه بشريت همواره به سوى آن گرايش داشته است. [از اينرو] پيروان طريق آزادى و اختيار، همچون ويدال دولابلاش(1) و براون(2) در فرانسه و بومن(3) و ساور(4) در آمريكا، [بر خلاف جبريون] به آزادى انسان در اختيار [سرنوشت خود [معتقد هستند و شيوه و اسلوب فعاليتهاى بشرى را ناشى از توانايى انسان در دخل و تصرف در قواى طبيعى مىدانند. بين نظريهى جبر و اختيار، گرايشها و مكاتب ديگرى ظاهر گرديد كه هر يك به نسبت، شباهتى به اين دو نظريه داشتهاند. هرگاه متخصصين، به بررسى تعيين عامل مؤثر در زندگانى بشرى و طرح ديدگاههاى خود در اين باره پرداختهاند، همواره به زياده روى و غلو رفتهاند. در نتيجه مكاتب مختلفى پديد آمده كه هر يك به بيان و تفسير ديدگاههاى خود، پيرامون تاريخ و سرنوشت انسان پرداخته و اصول و پايههايى براى خود ترسيم كردهاند. در اين راستا رويكردهاى دينى، جغرافيايى، اقتصادى، روانشناختى و نژادى ـ كه به اجناس معيّن تعصب مىورزند ـ وجود داشتهاند. رويكردى نيز در پى به دست دادن تفسيرى مركب از همهى عوامل ياد شده و در قالبى هماهنگ و منظم بوده است.
با وجود اينكه مكتب جامعه شناختى فرانسه، بر تحقيقات و بررسىهاى مربوط به پديدههاى اجتماعى، پرتو افكنىهاى زيادى كرد و اميل دوركيم(5) در اين خصوص روشى متمايز از ديگر مكاتب، پىريزى كرد، اما مكاتب مختلف تفسير تاريخ، همواره حاميان و طرفداران خود را داشته و نيز پيوسته دانشمندانى در پى توليد تئورىهاى نوين در اين خصوص بودهاند.3 در اين مقاله توجه تعصبگرايانه به هيچ يك از اين مكاتب نشده و صرفا نشان دادن اهميت مبحث جغرافيا در اين گونه بررسىها و درك و برداشت و تفسير ما از [آموزههاى] دين اسلام، مورد نظر بوده است. در زمينهى مطالعات جغرافيايى دو عامل اساسى وجود دارد: يكى توزيع پديدهها و ديگر تبيين ارتباطات و علايق بين آنهاست. ما در اين نوشتار، اين دو عامل را در پرتو مكان در قرآن كريم بررسى خواهيم كرد.
|