|
در آمدى بر جغرافياى قصص قرآنى |
|
|
|
حميدرضا مهاجر
|
|
|
|
صفحه 6 از 6
پىنوشتها:
1. اين نوشتار، برگردان بخشى از كتاب (بحوث فى قصص القرآن) ـ ص 299 ـ 265 ـ تأليف سيد حافظ عبدربه، استاد دانشگاه الازهر مصر است. (با حذف برخى جزئيات). اما مقالهى حاضر در اصل يكى از سخنرانىهاى دكتر عبدالعزيز كامل است كه مؤلف كتاب فوق الذكر به جهت تتميم و افاده بحث آن را در آخر كتاب خود آورده است. 2. در مكتب جبر جغرافيايى، بر تأثيرات شرايط محيط طبيعى، بيش از حدّ تأكيد مىشود. و حتى اثرات محيط طبيعى را نه تنها در فعاليتهاى اقتصادى، بلكه در پرورش ذهن آدمى و روان انسانى نيز دخالت مىدهند. كتابها و مقالات كلاسيك مكتب جغرافيايى كه به وسيلهى فردريك راتزل، الن چرچيل، سمپل وهانتينگتن نوشته شده است مربوط به اين دوره است. بنابر باور اين عده، سطح بالاى تمدن بشرى، نتيجهى عامل آب و هواست و گرماى خسته كننده و يكنواخت مدارى، عامل عمدهى بازماندن از رشد و عدم توسعهى ساكنين اين مناطق مىباشد. با گذشت زمان، جبر محيطى يا جغرافيايى به مثابه يك طرز تفكر در خدمت امپرياليسم درآمد. براى اطلاعات بيشتر، ر.ك: دكتر حسين شكويى، جغرافياى كاربردى و مكتبهاى جغرافيايى، چاپ دوم، ص 25 به بعد. [مترجم] 3. ويل دورانت، مباهج الفلسفه، تعريب دكتر اهوانى، ج 2، فصل 14. 4. عبدالوهاب نجار، قصص الانبياء، مقدمه، ص س، ع. 5. محمد احمد جاد المولى و ديگران، قصص القرآن، مقدمه. 6. محمد احمد خلفاللّه، الفن القصصى فى القرآن الكريم، ص 9. 7. همان، ص 60. 8. محمد رشيد رضا، تفسير المنار، ج 1، ص 279. 9. همان، ج 12، ص 42. 10. مظفرالدين ندوى، تاريخ الجغرافى للقرآن، تعريب عبدشافى غنيم، مقدمه. 11. در مورد مبحث اسرائيليات و كتابشناسى آن، از جمله رجوع شود به الف) پژوهشى در باب اسرائيليات در تفاسير قرآن، محمد تقى ديارى؛ ب) مقالهى اسرائيليات و زمينههاى نفوذ آن به فرهنگ اسلامى، حميد محمد قاسمى، در مجلهى بينات، شماره 24؛ ج) دانشنامهى قرآن و قرآن پژوهى، به كوشش استاد خرمشاهى، ج 1، مدخل اسرائيليات؛ د) كتاب اسرائيليات و تأثير آن بر داستانهاى انبيا در تفاسير قرآن، حميد محمد قاسمى (تهران، سروش، 1380). [مترجم] 12. طه / 120، ترجمه: ... آيا تو را به درخت جاودانگى و پادشاهىاى كه نفرسايد رهنمون شوم؟ در برگردان آيات اين مقاله از ترجمهى عالمانه و دلپذير دكتر ابوالقاسم امامى استفاده شد. 13. غافر / 78، ترجمه: ... داستان بعضى از آنان را با تو گفتهايم، و داستان بعضى از آنان را با تو نگفتهايم... . 14. يوسف / 3، ترجمه: ما با اين قرآن كه بر تو وحى كردهايم، بهترين داستان را بر تو باز مىگوييم... . 15. ابراهيم / 9، ترجمه: آيا نرسيده است تان خبر آنان كه پيش از شما بودهاند، خبر مردم نوح و عاد و ثمود و آنان كه از پس ايشان بودند، كه جز خداى كسى نشناسدشان پيامبرانشان نشانههاى آشكار آوردندشان وآنان دستهايشان را بر دهانهاشان نهادند و گفتند: ما بدانچه بدان فرستاده شدهايد ناباوريم و ما در آنچه ما را به سوى آن مىخوانيد در گمانى سختيم. 16. آل عمران / 96، ترجمه: نخستين خانهاى كه براى مردم نهاده شده است، همان است كه در مكه است، خجسته و راهنماى مردمان. 17. ابن حنبل، مسند، تحقيق احمد شاكر، ج 4، ص 2354. 18. فتح / 24، ترجمه: اوست كه دست ايشان را از شما و دست شما را از ايشان، در وادى مكه باز داشت؛ پس از آن كه شما را بر آنان پيروز ساخت. و خداوند بر آنچه مىكنيد بيناست. 19. انعام / 92، ترجمه: اين نامهاى است كه فرو فرستادهايم، خجسته و راست دارندهى آنچه پيش از اوست، تا تمام شهر و پيرامونش را بدان بيم دهى... . 20. آل عمران / 96. 21. بقره / 158،ترجمه: صفا و مروه از نشانههاى خداست. هر كه حج خانه كند يا عمره بگذارد باكى بر او نَبُود كه بر آن دو نيز طواف كند... . 22. بقره / 198، ترجمه: ... و چون از عرفات باز گرديد در مشعرالحرام خداى را ياد كنيد... . 23. احزاب / 13، ترجمه: و آنگاه كه گروهىشان گفتند: اى مردم يثرب! جاىِ ماندنتان نيست، پس باز گرديد ... . 24. منافقون / 8، ترجمه: گويند: هر گاه به مدينه باز گرديم توانمندتران، خوارتران را از آنجا برانند. توان، خداى راست و پيامبرش را و گرويدگان را. ليكن دورويان ندانند. 25. توبه / 120، ترجمه: مردم مدينه و مردم پيرامون آن از تازيان را، نَبُود كه از همراهى پيامبر خدا واپس مانند و جان خويش را از جان او بيش خواهند... . 26. آل عمران / 123، ترجمه: خداوند شما را در بدر، يارى كرد و شما خوار بوديد... . 27. انفال / 42، ترجمه: آنگاه كه شما بر كرانه نزديكتر بوديد و آنها بر كرانه دورتر و كاروان فروتر از شما. 28. توبه / 25 ـ 26، ترجمه: هر آينه خداوند در جاهاى بسيار ياريتان كرده است و در روز حنين، آنگاه كه از بسيارى شمارتان در شگفت شديد و شمارتان سودىتان نبخشيد و زمين با فراخيش بر شما تنگ شد و سپس پشت كنان بگريختيد. آنگاه خداوند آرامش خويش را بر پيامبرش و بر گرويدگان فرو فرستاد ... . 29. احقاف / 21، ترجمه: ياد برادر [ت ] عاد كن، آنگاه كه مردمش را در آن ريگستان بيم داد، و بيم دهندگانى پيش و پس از وى گذشتند، كه جز خداى نپرستيد. من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيم دارم. 30. ابن كثير، البدايه و النهايه، ج 1، ص 120. 31. فجر / 6 ـ 8. 32. شعرا / 132 ـ 134. 33. سبأ / 15 ـ 16، ترجمه: سبائيان را در شهرشان نشانهاى بود: دو پرديس از راست و چپ، كه از روزى پروردگارتان بخوريد و سپاس او گزاريد. شهرى خوش و پروردگارى آمرزگار؛ پس روى بگردانيدند و ما آن سيل شكننده را بر آنان فرستاديم و دو پرديسشان را به دو پرديس با ميوههايى تلخ و شوره گز و چيز اندكى از كُنار بدل ساختيم. 34. رودو كاناكيس، الحياة العامه للدول الجنوبيه؛ ص 52، نيلسون و ديگران، التاريخ العربى القديم، تعريب فؤاد حسنين. 35. احمد فخرى، اليمن و آثارها، ص 134. 36. سبأ / 18، ترجمه: در ميان ايشان و آبادىهايى كه خجستهىشان داشتيم، آبادىهايى پيدا پديد آورديم و راه را ميانشان براندازه كرديم كه شبان و روزان بىهيچ گزند از آن بگذريد. 37. تفسير ابن كثير، ج 7، ص 70. 38. سبأ / 19، ترجمه: پس گفتند: اى پروردگار ما، سفرهاى ما را دور ساز و بر خود ستم كردند و ما افسانهىشان ساختيم و سخت از هم پراكندهىشان ... . 39. بروج / 4 ـ 7. 40. دخان / 37. 41. حجر / 67. 42. حجر / 76. 43. حجر / 78 ـ 79. 44. حجر / 79 ـ 80 . 45. شعراء / 146 ـ 150. 46. نيلسون، همان، ص 37. 47. مظفرالدين ندوى، همان، ص 196. 48. ابن كثير، البداية و النهاية، ج 1، ص 138. 49. صافات / 137 ـ 138. 50. زخرف / 51. 51. يوسف / 109، ترجمه: ... آيا در روى زمين نگشتهاند كه ببينند فرجام آنان كه پيش از ايشان بودند چگونه بوده است؟ سراى واپسين بهتر است آنان را كه پروا كنند. پس آيا خرد نمىورزند؟ 52. مؤمنون / 18 ـ 20، ترجمه: از آسمان آبى به اندازه فرو فرستاديم و آن را در زمين جاى داديم و ما بر بردنش تواناايم. پس، هم به آب برايتان بوستانهايى از خرما و انگور فراهم كرديم كه شما را در آن ميوههاى بسيار است و از آنها مىخوريد و درختى را كه در طور سينا بر مىآيد و روغن روياند و نان خورشى براى خورندگان است. 53. تين. 54. اسراء / 1، ترجمه: پاكا آن كه بندهى خويش را شبانه از مسجد الحرام به مسجد دورتر كه پيرامونش را خجسته داشتهايم برد، تا نشانههاى خويش را به وى بنماييم. كه او خود آن شنواى بيناست. 55. روم / 2 ـ 4. 56. ر.ك: زمخشرى، تفسير كشاف، ج 4، ص 7. 57. مؤمنون / 50؛ زمخشرى، همان ج 3، ص 189 ـ 190. 58. بقره / 102. 59. ابن كثير، همان، ج 3، ص 136. 60. حج / 27، ترجمه: در ميان كسان بانگ به آهنگ خانه زن، تا پياده و سوار بر اشتران تكيده؛ از هر رهى دور سوى تو آيند. 61. قريش. 62. آل عمران / 123. 63. توبه / 25. 64. سيوطى، لباب المنقول فى اسباب النزول، ص 144 ـ 145. 65. سفر خروج، ص 25 ـ 30. 66. ابن عبدالبر، جامع بيان العلم و فضله، ج 2، ص 141. 67. كهف / 22، ترجمه: خواهند گفت: سه تنند. چهارمينشان، سگشان است و گويند پنج تنند، ششمينشان، سگشان است، تيرى به ناپديد زدن. و گويند هفت تنند، هشتمينشان، سگشان است. بگو پروردگارم بر شمارشان داناتر است، جز اندكى از كسان، كس بر كارشان آگاه نيست. پس در شمارشان با ايشان ستيز، مگر ستيزى آشكار، و در كارشان از كس چيزى مپرس. 68. قرطبى، تفسير، ج 11، ص 33. 69. مسعودى، التنبيه و الاشراف، تحقيق الصاوى، ص 116 ـ 127. 70. ابوكلام آزاد، مقاله، شخصيه ذى القرنين المذكور فى القرآن، مندرج در مجله «ثقافه الهند» ص 32.
منابع: ـ ابن حنبل، مسند، تحقيق احمد شاكر، (قاهره، بىنا، 1367ق / 1948م) ج 4. ـ ابن عبدالبر، جامع بيان العلم و فضله، (قاهره، طبع منيريه، بىتا) ج 2. ـ ابن كثير، البداية و النهاية (بىجا، طبع المنار، 1347ه ) ج 1، 3 و 7. ـ ابوكلام آزاد، شخصية ذى القرنين المذكور فى القرآن (بىجا، مجلة ثقافة الهند، بىتا). ـ ادريسى، شريف، صدرة الارض، تحقيق محمد بهجت الاثرى و دكتر جواد على (بغداد، مطبعة المساحة، 1370ق / 1951م). ـ جادالمولى، محمد احمد و ديگران، قصص القران (قاهره، بىنا، 1937م). ـ خرمشاهى، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى (تهران، ناهيد دوستان، 1377) ج 1. ـ خلف الله، محمد احمد، الفن القصص فى القران الكريم (قاهره، بىنا، 1950م). ـ دورانت، ويل، مباهج الفلسفه، تعريب دكتر اهوانى، ج 2. ـ ديارى، محمد تقى، پژوهشى در باب اسرائيليات در تفاسير قرآن (تهران، سهروردى، 1379). ـ رضا، محمدرشيد، تفسير المنار، (قاهره، بىنا، 1367ق). ـ رود وكاناكيس، الحياة العامة للدول الجنوبة (بىجا، بىنا، بىتا). ـ سيوطى، الباب المنقول فى اسباب النزول، (قاهره، بىنا، 1935م). ـ شكويى، حسين، جغرافياى كاربردى و مكتبهاى جغرافيايى، چاپ دوم (مشهد، آستان قدس رضوى، بىتا). ـ فخرى، احمد، اليمن و آثارها (بىنا، بىجا، بىتا). ـ قرطبى، تفسير، (بىجا، دارالكتب، 1360ق / 1941م) ج 11. ـ محمد قاسمى، حميد، اسرائيليات و زمينههاى نفوذ آن به فرهنگ اسلامى (مجله بينات، شماره 24، سال ششم، زمستان 78). ـ اسرائيليات و تأثير آن بر داستانهاى انبياء در تفاسير قران (تهران، سروش، 1380). ـ مسعودى، التنبيه و الاشراف، تحقيق الصاوى (قاهره، بىنا، 1938م). ـ نجار، عبدالوهاب، قصص الانبياء، (قاهره، بىجا، 1956). ـ ندوى، مظفرالدين، تاريخ الجغرافى القرآن، مقدمه و تعريب عبدشافى غنيم (قاهره، 1956). ـ نيلسون و ديگران، تاريخ العربى القديم، تعريب فؤاد حسين (قاهره، بىنا، 1958م).
------------------------- 1. .ehcalB aled ladiV 2. .nworB effilcdaR derflA 3. .nawwoB haiasI 4. .reuaslraC 5. .miehkruD elimE ........................ مترجم: حسين علينقيان منبع:نشريه تاريخ اسلام، شماره 17
........................
منبع خبري: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8412100100
عناوین مرتبط :
|
|
|
|
|