|
تازه ترين پيش بينيهاي هانتيگتون منتشر ميشود |
|
|
|
|
ساموئل هانتينگتون، نظريهپرداز مشهور امريكايي در تاييد كتاب قبلي خود، جنگ تمدنها، كتاب جديدي با نام «ما كيستيم» نوشته كه قرار است در ماه مي 2006 توزيع شود.او در اين كتاب از غرب و ايالات متحده خواسته كه از نشر دموكراسي و ليبراليستي در جهان در چارچوب جهانيشدن خودداري كنند.
او در كتاب خود همچنين يادآور شده كه جنگ تمدنها آغاز شده و در آن به جاي جنگ تمدنها از لحاظ علمي و فكري، كشورها بر سر نژاد و مليت خود جنگ خواهند كرد.
هانتينگتون آغاز تمامي نبردها را تفكر ديني و مذهبي دانسته و معتقد است كه اعراب، مسلمانان و چينيها در آينده بر سر اعتقادات مذهبي شان به نبرد خواهند پرداخت.
او درباره جنگ عراق و امريكا نيز آورده كه اين جنگ دو مرحله را در بر ميگيرد، مرحله اول نبرد بر سر حذف صدام حسين و سقوط نظام ديكتاتوري او بود كه اين مرحله مدتي است به پايان رسيده و مرحله دوم، دوره اي خواهد بود كه دامنگير امريكا است. اين مرحله درگيري ايالات متحده با امريكا بر سر مذهب و تمدن است كه از هماكنون نبرد آن در فلوجه و از ناحيه سنيها آغاز شده است. به اعتقاد هانتينگتون نتيجه اين نبرد اين است كه امريكا مجبور مي شود در آيندهاي نه چندان دور با تمام مردم عراق و گرايش هاي ديني و قومي موجود در آن مبارزه كند. او سپس در كتاب خود دنياي غرب را به دو گروه تقسيم كرده است. يك گروه كه شامل ايالات متحده و مردم معتقد آن است كه نسبت به اعتقادات دينيشان بسيار پايبندند و ديگري اروپا كه در همه جا به سكولاريست و لائيسيته مشهورند.
هانتينگتون در آخر نتيجه ميگيرد در صورتي كه دنيا بخواهد به يك آرامش نسبي برسد، ناچار است كه يك نظام واحد، آزاد و بزرگ را در خاورميانه پياده كند كه تركيه ميتواند تا حدودي الگوي ايدهآل آن باشد.
ساموئل هانتينگتون در سال 18 آوريل 1928 به دينا آمد. او استاد علوم سياسي از دانشگاه هاروارد است و تخصص او بيشتر بر روي حكومت ملي و رابطه آن با نيروي نظامي متمركز است. در دوره چهار ساله رياست جمهوري جيمي كارتر از سال 1975 تا 1979 مشاور سياسي او بود. از او تاكنون نظريههاي مختلف بسياري در زمينه علوم سياسي عرضه شده كه جنگ تمدنها، نقش كليدي تمدنها به جاي ابرقدرتها در جهان قرن بيست و يكم و نقش اقتصاد و اجتماع در ايجاد انقلابها و استقلال و خودمختاري كشورها از بارزترين آنها است.
او هميشه اين نظريه را مطرح ميكند كه «غرب اگر در جهان پيروز شد به خاطر برتري فكري يا اعتقاديش نبوده بلكه در حقيقت قدرت هدايت منظم شورشها از جانب او است كه آن را در جهان ابرقدرت كرده است. اين موضوع را غربيها هميشه فراموش ميكنند در حالي كه غيرغربيها كاملا به آن آگاهند.»
منبع: http://www.chn.ir/news/?section=4&id=4160
|