|
جمعيت شهري در دنيا بيست برابر شده و تقريبا به 0300 ميليون نفر يعني تقريبا نصف جمعيت جهان رسيده است. 13 كلانشهر از مجموع 23 شهر بزرگ دنيا با حداقل 8 ميليون نفر جمعيت در آسيا قرار دارد. در ابتداي قرن بيستم 150 ميليون نفر در مناطق شهري زندگي ميكردند كه نمايانگر 10 درصد از جمعيت دنيا بودند.
اكنون كه به پايان قرن نزديك ميشويم، جمعيت شهري در دنيا بيست برابر شده و تقريبا به 3000 ميليون نفر
يعني تقريبا نصف جمعيت جهان رسيده است. آسيا با 5/47 درصد بيشترين سهم را به خود اختصاص داده است (143 شهر با جمعيت ميليوني در آسيا وجود دارند) 13 كلانشهر از مجموع 23 شهر بزرگ دنيا با حداقل 8 ميليون نفر در آسيا قرار دارد.
با نزديك شدن به پايان قرن سه روند عمده در زمينه توسعه شهري مشاهده ميشود. نخست اينكه برخلاف اكثر پيشبينيها، رشد جمعيت در بسياري از شهرهاي كشورهاي در حال توسعه كاهش يافته است. بزرگترين شهرهاي اين كشورها نسبت به دو دهه گذشته با سرعت كمتري در سال 1980 رشد كردند، دوم اينكه تعداد شهرهاي خيلي بزرگ كمتر از آنچه تصور ميشد، خواهد بود. كمتر از 5 درصد از جمعيت دنيا در سال 1990 در كلانشهرها زندگي ميكردند. اين پيشبيني كه شهرهايي همچون كلكته و مكزيكوسيني به منظومههاي شهري (ناحيهاي پرجمعيت حاوي چندين شهرك و حومه و لااقل يك شهر بزرگ) بزرگي با جمعيت معادل 30 تا 40 ميليون نفر برسد هنوز به واقعيت نرسيده است.
سوم اينكه ارتباط بين تغييرات شهري و دگرگونيهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي روشن نيست. برخي از شهرهاي بزرگي كه به سرعت در حال رشد هستند بسيار خوب اداره شده و خدماترساني در آنها در سطح بالايي قرار دارد حال آنكه شهرهاي كوچك درگير مسايل و مشكلات بسياري هستند. اهداف متعددي در شكلگيري آينده شهري هزاره سوم وجود دارد. يكي از آنها به طور قطع رشد شهرسازي در جهان است.
پيشبيني ميشود در دهه اول قرن بيست و يكم بيش از نيمي از جمعيت دنيا در شهرها زندگي كنند. مساله ديگر اين است كه برخورد فزايندهاي بين شهرسازي و جهاني شدن وجود خواهد داشت. جهاني شدن روندي چندجانبه است كه با افزايش جريان خدمات، امكانات، سرمايه، فناوري و طرحها، كشورها، شهرها و مردم را بيش از پيش به يكديگر نزديك ميكند. از آنجايي كه شهرها نقش ويژهاي در اقتصاد نوين جهاني ايفا ميكنند. مسايلي كه در اين رابطه دخيل هستند در اولويت قرار دارد. سومين ويژگي آينده جامعه شهري، احتمالا چرخش قدرت و مسئوليتها به سمت مقامات محلي و جامعه شهري است. اين روند در سال 1990 شروع شد زماني كه شيوههاي سنتي حاكميت شهري جوابگوي مشكلات موجود نبودند.
در دنيايي كه به سمت جهاني شدن در حركت است شهرها، كشورها بيش از پيش به يكديگر نزديك ميشوند در حالي كه شهرهاي دنيا از نظر حقوق خود در نظم جهاني در جايي كه مرزهاي ملي نميتوانند مانع جريان رفت و آمد مردم شوند، از اهميت بالايي برخوردارند، شكلهاي جديدي از اقتصاد منطقهاي همگام با طرحها و ايدئولوژيهاي مختلف شكل ميگيرد. برخي از كشورهايي كه در همسايگي يكديگر قرار دارند يك نوع اقتصاد مشاركتي را در بين خود توسعه دادهاند يكي از نمونههاي موفقيتآميز اين نوع تشريك مساعي اقتصادي در آسيا در جنوب چين شكل گرفته است. در اين مثلثهاي همكاريهاي اقتصادي، هنگكنگ، گواندونگ، فوجين و تايوان، سيجوري، مشتمل بر سنگاپور، جوهور (مالزي) و جزيره ريا او (اندونزي) شركت دارند. اين مثلثهاي توسعهيافته به ترتيب در هنككنگ و سنگاپور تمركز يافتهاند.
نمونه ديگري از توسعه سريع اقتصادي در اقتصاد جهاني، گذرگاههاي شهري (يا به عبارتي اتصالات شهري) هستند كه در شرق آسيا، اروپا و مناطق ديگر مشاهده شدهاند.
بايد در نظر داشت كه جهاني شدن براي تمامي شهر پرفايده نبوده است. حال آنكه براي بسياري از شهرها ثروت و موقعيتهاي ممتاز به دنبال داشته و موجب منزوي شدن شهرهاي ديگر شده است. اين دسته از شهرها در سراسر دنيا به ويژه در آفريقا يافت ميشوند.
شهرهاي دنيا بر اساس 4 ويژگي خاص تقسيمبندي ميشوند. نخست آنكه بيكاري در سطح شهرها كماكان در سطح بالايي باقي ميماند. دوم اينكه زيرساختهاي شهري غالبا در كشورهاي توسعهيافته به طور مناسب مورد حفظ و نگهداري قرار نميگيرند. براي مثال سيستمهاي آب و فاضلاب در شيكاگو و واشنگتن با مشكلات بسياري مواجه است در كشورهاي در حال توسعه اين مسايل به شكل جديتري وجود دارد. زيرساختهاي ضعيف و ناكارآمد شهري در اين كشورها منجر به بروز مشكلات اساسي در زمينه تامين آب، بهداشت و حمل و نقل شده است. سوم مشكلات زيستمحيطي به ويژه وجود آلودگي هوا، آب و صداست كه در شهرهاي كشورهاي در حال توسعه رشد پيدا كرده است.
چهارم رشد اختلافات اجتماعي نظير بيخانماني، جرم و جناب، شيوع بيماريهايي نظير طاعون است.
در قرن آينده شهرهاي دنيا نقش مهمي در شكلگيري توسعه اقتصاد جهاني دارند، پيشرفتهاي فني و دسترسي آسان به اطلاعات شهرها را قادر خواهد ساخت تا راههاي توليد موثر، سرمايهگذاري روي منابع ارزان قيمت را تكامل بخشند. در عصر اطلاعات كه به تازگي شروع شده است، شهرها نقش مولد، پردازنده و حافظ اطلاعات را ايفا ميكنند. دانش با تحقيقات، اكتشافات و نوآوريها شكل ميگيرد و از آنجايي كه منبع بسيار ارزشمندي است، شهرها براي توليد آن در رقابت با يكديگر عمل ميكنند. صنعت دانش، پاركهاي علوم، مناطق توسعه فني و بسياري از موارد ديگر در شهرهاي آينده، توسعه خواهند يافت.
شهرهاي آينده از آزادي بيشتري برخوردار خواهند بود. ارتباطات الكترونيكي جايگزين برخوردهاي رو در رو خواهد شد واين امر در سبك زندگي مردم تاثير خواهد گذاشت چرا كه ديگر ميتوان از خانه كارهاي اداري را انجام داد، از طريق رايانه خريد كرد و با كارت اعتباري به سفر پرداخت. مشاركت مردم در امور مختلف بيشتر خواهد شد و سازمانها به سمت غيردولتي شدن پيش رفته، جامعهمدار و مردمي خواهند شد. با دانش و تجربيات گذشتگان و بهرهوري از فناوريها و ذخاير جديد، دليلي براي نگراني از آينده رشد شهرسازي و عدم توانايي بشر براي مقابله با پيامدهاي احتمالي آن وجود نخواهد داشت.
منبع: http://www.uan.ir/news/?id=2871
|