طبق بررسي مركز سرشماري ايالات متحده در طول 20 سال جمعيت مهاجران در اين کشور از 14 ميليون به 31 ميليون نفر رسيد، اما درصد مهاجراني كه در شهر لسآنجلس زندگي ميكردند از 8/6 درصد به 9/4 درصد كاهش يافت.
پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري : لوسآنجلس با به كارگيري شيوههاي ساده و كارآمد از هجوم سيل مهاجران به شهر جلوگيري ميكند. به همين دليل در طول سالهاي گذشته درصد مهاجران از 8/6 درصد به 9/4 درصد در اين شهر كاهش يافته است.
شهرهاي بزرگ نميتوانند مانع از ورود سيل مهاجران شوند. بين سالهاي 1980 تا 2000 لوسآنجلس تقريبا يك ميليون مهاجر مكزيكي را كه به صورت قانوني يا غيرقانوني قصد اسكان در اين شهر را داشتند به سمت شهرهاي ديگر آمريكا راند. طبق بررسي مركز سرشماري ايالات متحده در طول اين 20 سال جمعيت مهاجران در ايالات متحده از 14 ميليون به 31 ميليون نفر رسيد، اما درصد مهاجراني كه در شهر لوسآنجلس زندگي ميكردند از 8/6 درصد به 9/4 درصد كاهش يافت.
اين رقم تا 600 هزار نفر در سال 2000 رسيد. همين ميزان كاهش در 5 منطقه ديگر لوسآنجلس هم مشهود بود. سهم اين مناطق از مهاجران مكزيكي آمريكا در سال 1980، 32 درصد بود در حالي كه اين رقم در 20 سال بعد به 17 درصد رسيد يعني حدود 961 هزار نفر مهاجر مكزيكي كمتر در لوسآنجلس و مناطق اطراف زندگي ميكردند. سه عامل در اينكه مهاجران مكزيكي منطقه لوسآنجلس را دور زدند و در مناطق ديگر مستقر شدند، دخالت داشته است اين عوامل عبارت بودند از: شبكههاي مهاجرت، اقتصاد بازار و قوانين مربوط به زاغهها و كارگاهها )به ويژه كارگاههايي كه در آن كارگران را در شرايط بد استثمار ميكنند.(
مهاجران جديد دوست دارند كه همراه با دوستان و اعضاي خانوادهشان كه پيشتر به منطقه آمدهاند به صورت گروهي در محلههاي كوچك زندگي كنند. مهاجراني كه به خانههايشان برميگردند ارتباط خود را با ساير مهاجران حفظ ميكنند و زماني كه قصد مهاجرت ميكنند از آنها دنبالهروي ميكنند به همين دليل لوسآنجلس كه تنها 5 درصد از جمعيت كشور را تشكيل ميدهد. در سال 1980 سكونتگاه 31 درصد از مهاجران مكزيكي شد.
اين مهاجرت شبكهاي موجب بروز مشكلات اقتصادي در بين مهاجراني كه از آمريكاي لاتين آمده بودند شد. رقابت بر سر پيدا كردن مشاغل كمدرآمد و يافتن خانههاي ارزان قيمت شدت پيدا كرد. در نتيجه دستمزدها پايين آمد و كار به سختي پيدا مي شد و اجارهها بالا رفت مجموع اين عوامل موجب شد تا بسياري از كارگران شهر را ترك كنند، مهمتر اينكه بسياري از كساني كه در مكزيك و آمريكاي مركزي زندگي ميكردند و قصد مهاجرت داشتند، به دليل باخبر شدن از شرايط بد اقتصادي از تصميم خود صرفنظر كردند.
در طول همين سالها حداقل دستمزدها در كاليفرنيا 12 درصد بيشتر از ساير مناطق بود. در سال 1990، لوسآنجلس بر اجراي قوانين صنعتي خود سختگيري بيشتري اعمال كرد. از طرفي افزايش تعداد مهاجران آمريكاي لاتين و پايين بودن دستمزدها موجب به وجود آمدن زاغهها در اطراف لوسآنجلس در اواخر سال 1980 شد. مقامات دولتي اقدام به اجراي قوانين مقابله با زاغهنشيني كردند. بسياري از املاك قديمي استيجاري تعطيل شدند و برخي ديگر مجبور به نوسازي شدند. همين امر موجب كاهش تعداد خانههاي ارزان قيمت شد كه غالبا مورد توجه مهاجران به دليل پايين بودن سطح درآمدشان قرار ميگرفت.
در صورتي كه شهرها و ايالات متحده حداقل دستمزدهاي خود را بالا ببرند و قوانين حفظ امنيت را در محل كار اجرا كنند و استاندارداي خانهسازي را رعايت كنند. اين امر نه تنها موجب بهبود وضعيت كارگران ميشود، بلكه مهاجران جديد را هم به سمت مناطق ديگر خواهد راند. تعداد كلي مهاجراني كه به آمريكا وارد ميشوند، كاهش پيدا نخواهد كرد اما مهاجران جديد به اين ترتيب به سمت مناطقي ميروند كه كارفرمايان از اجراي قوانين كار واهمهاي ندارند حضور زاغهها در اطراف شهر تحمل ميشود و حداقل دستمزد پايينتر از مناطق ديگر است.
اين پراكندگي بيشتر قصد همسان كردن بار جذب مهاجران از سراسر آمريكا و ايجاد تمايل سياسي در كنترل مهاجران در مكانهايي كه پيش از اين نبودهاند را دارد.
تجربه لوسآنجلس ميتواند در تغيير سياست مهاجرت ايالات متحده نيز تاثيرگذار باشد. مطمئنا كنترل مهاجرت از طريق مقابله با زاغهنشيني و كارگاههايي كه كارگران را در آن استثمار ميكنند و بالا بردن حداقل دستمزدها هزينه پايينتري نسبت به ساخت يك منطقه ويژه اسكان مهاجران 2000 مايل دورتر از شهرها، تعيين مرزبندي نظامي و صدور كارت هويت ملي دارد.
منبع:http://www.uan.ir
|