تمام امور حوزه معماري بومي كشور از جمله معماري اصيل سنتي جنوب در حدود سه دهه است كه با ورود تمدن جديد، دستخوش تغييراتي شده است.
به گزارش پايگاه اطلاعرساني شهرسازي و معماري، وقتي از معماري سنتي گفتوگو ميكنيم، منظورمان 30 _ 40 سال پيش است، چون از سي سال گذشته به اين طرف، با ورود تمدن جديد، تمام امور دستخوش تغييراتي شده و از جمله معماري اصيل سنتي جنوب را به ويراني كشانده است.
شرايط اقليمي و اقتصادي؛ حاكم بر معماري جنوب
بادگير رو به جنوب (خليج فارس) باز ميشود، بر عكس شيخنشينهاي خليج فارس كه رو به شمال است.
حبيبي ميگويد: «در مناطق گرم و خشك و نيمه كويري كه رطوبتي وجود ندارد، در پايين بادگير يك حوض پر از آب نيز تعبيه ميكنند و در مناطق نيمه كويري اتاقي زيرزميني به نام «سردابه» نيز مورد استفاده است.»
همچنين حبيبي ميگويد: «فراهم كردن مصالح و لوازم از لحاظ كيفيت، كميت، بزرگي و کوچكي فضا و مقدار متراژ زيربنا نيز بسته به شرايط و امور اقتصادي است.»
مسايل و امور اجتماعي؛ مانوس با معماري خليج فارس
تقسيم خانه به اندروني براي اهل خانه و فرزندان و بيروني براي ميهمان، تعبيه سكوي ورودي براي جلوگيري از رفتن افراد معمولي به قسمت اندروني از جمله رويكردهاي اجتماعي در نظر گرفته شده در معماري خليج است.
حبيبي درباره اين موضوع اشاره ميكند در قديم زنان فقط شب از خانه بيرون ميرفتند و هميشه داراي پوشيه «روبند» بودهاند.
يكي از اساسيترين و مهمترين مصالح ساختماني در معماري سنتي جنوب «ساروج» است. حبيبي ميگويد: «ساروج مقاومتي بسيار حايز اهميت در آب، رطوبت و حتي خشكي دارد. به اين دليل لازم است كه با احياي سنت «ساروجسازي» در قوام و دوام آثار باستاني با هزينه و مخارج كم و مقرون به صرفه، اقدام كنيم. به ويژه سازمان ميراث فرهنگي را ترغيب ميكنيم كه با فراهم كردن ساروج به تعمير و مرمت آثار و بناهاي تاريخي، فرهنگي باستاني هرمزگان مبادرت نمايد.»
وي در ادامه ميگويد: «ساروج در ساختمانهاي دريايي و بنادر جنوب ايران، مانند بندر لنگه، بندر گناوه، بندر بوشهر و قديميترين بندرگاه دوران ساسانيان، بندر بينالمللي سيراف، كاربرد داشته است. ساروج براي اندود بناهاي بندرگاه و سكوهاي بارگيري كشتيها و در منابع آبرساني مورد استفاده فراوان بود است.»
با توجه به مرغوبيت ساروج در «بندر خمير»، كارخانه سيمان هرمزگان نيز در اين بندر وجود دارد.
ساروج، مخلوطي است از آهك و خاكستر يا ريگ كه در آب به مرور جذب انيدريكربنيك و آهكش به شكل سنگ آهك محكم و پايدار در ميآيد و از آن براي ساخت حوض، آبانبار، گرمابه و بناي خانه استفاده ميكنند.
براي درست كردن ساروج، ابتدا گودالي پنج در پنج متر به عمق نيم تا يك متر حفر ميكنند. مقدار تقريبي 60 ـ 70 گاري سر حيواني، داخل گودال ميريزند و 30 ـ 40 گاري خاك رس هم بدان اضافه ميكنند. سپس روي آن طوري آب ميريزند كه از مخلوط خاك رس و سر «گل» درست شود و دست كم يك شبانه روز به صورت گل باقي بماند. روز بعد آن را با بيل، داخل گاري و از گودال خارج ميكنند و بر روي زميني صاف ومسطح كه از كود حيواني (سر، سمات) پوشاندهاند، به ضخامت و كلفتي چهار ـ پنج سانتيمتر پهن ميكنند. پانزده، بيست روزي بايد آفتاب به آن بزند تا به طور كامل خشك شود. سپس آنها را كه به صورت خشك خام در آمدهاند، جمع ميكنند. در آخر، تكهها را آن طور روي هم ميچينند كه در قسمت پايين، جايي براي قرار دادن هيزم و خار و خاشاك باشد.
هيزم را آتش ميزنند و شعلههاي طلايي رنگ، طبقهاي خام را ميپزد. در هنگام روشن كردن آتش يكي چند نفر بايد مواظب باشند كه سوراخ ها و منفذها را با تكههايي از گلهاي خشك شده بپوشانند تا شعله از زير توده انباشته شده به خارج راه پيدا نكند و تا هر چه بهتر، گرماي به دست آمده براي اين كار حداقل يك استادكار و سه تا پنج كارگر مورد نياز است.
پس از پخته شدن آن را ميكوبيم و بدين ترتيب ساروج كه يكي از مصالح قديمي و سنتي و مستحكم است براي استفاده آماده ميشود.
حبيبي در اين باره مساجد، آب انبارها (بركهها) قلاع، كاروانسراها و رباط، دژها، ساختمانهاي چند طبقهاي، بادگير، سردابه، غرفه، ديوار چاهها، حوضها، بركهبندها (حوضهاي بزرگ) و ديگر ابنيه تاريخي موجود كه هر كدام از آثار باستاني مناطق جنوبي كشورمان ميباشند، همگي از مصاديق استحكام و مرغوبيت ساروج هستند.»
وي در همين حال ميگويد: «ساروج از قبل از اسلام در جنوب مورد استفاده داشته و ميگويند از اختراعات زرتشتيان است كه در سختكوشي و مقاومت، معروف بودهاند. و حفر رشته قنوات متعدد، گواه بر اين مدعاست.»
با پيدا شدن كارخانههاي سيمان، ديگر كسي به اين ماده مقاوم، توجهي ندارد و اين از عوامل مهم كسادي بازار ساروج و ساروجسازي است. ساروج مشروط بر آن كه در به عمل آوردن آن دقت كافي بشود، قرنها مقاومت ميكند و سيمان ياراي مقابله با آن را ندارد.
|