|
ساختار اجتماعي در طرح نوسازي بافت تاريخي تهران اولويت نيست |
|
|
|
زهرا دانسفهانی
|
|
۰۵ تير ۱۳۸۵ |
فرسودگي و ناهنجاريهاي اجتماعي در محلههاي تاريخي رخنه كردهاند. ظرفيت بالقوه گردشگري در اين مناطق با فرسودگي و ساختار اجتماعي ناهنجار از دست ميرود.
به نقل از خبرگزاری میراث فرهنگی- شوش، مولوي، ناصرخسرو، سرچشمه، دروازهغار و بسياري محلههاي ديگر تهران با سابقه تاريخي چند صدساله ميل قدمزدني عصرانه در يك خيابان زنده بافت قديمي پايتختي تاريخي را براي شهروندان و گردشگران ايجاد نميكند. اين محلهها سرمايه بالقوه جذب گردشگر درونشهري و فرامرزي در سطح تهران هستند، اما ساختار نامناسب اجتماعي آنها سبب شده هيچ شهروندي حاضر به سكونت در اين محلهها نباشد چه رسد به اينكه توريستي براي بازديد به اين مناطق بيايد. درحالي كه تاريخ شهر در همين كوچه پس كوچههاي قديمي رقم ميخورد، معتادان، اراذل و اوباش و پاتوق شدن اينگونه مناطق به عنوان لكههاي اصلي ناهنجاريهاي اجتماعي و مناظري شبيه آن سبب شده تا هيچ تاريخي در اين كوچه پس كوچههاي قديمي به چشم نيايد. در شرايطي كه بازسازي بافتهاي فرسوده به ويژه در بافتهاي تاريخي با هزينه هنگفتي از سوي مديران شهري آغاز شده، ناهنجاريهاي اين مناطق نگرانيهايي را در مورد ادامه اين روند حتي با وجود نوسازي بافت به وجود آورده است. شهرداري تهران مصمم به بازسازي بافت و كالبد فيزيكي بافتها و محلههاي مركزي پايتخت است، صاحبنظران شهري معتقدند در اين پروسه بيتوجهي به احياي ساختار اجتماعي اين مناطق ميتواند تمام تلاشهاي بازسازي را تحتتاثير قرار دهد. اگرچه پيش از اين قرار بود در طرح نوسازي و بازسازي بافتهاي فرسوده تهران بخشي از مطالعات به ساختارهاي اجتماعي و شرايط ساكنان اين مناطق اختصاص يابد، اما هنوز اين موضوع در مراحل ابتدايي قرار دارد. البته معاون اجتماعي، فرهنگي شهرداري تهران از ايجاد تشكيلات جديد در شهرداري براي برآوردهاي اجتماعي ـ ساختاري مناطق مركزي تهران خبر داده و ميگويد: «مركز مطالعات كاربردي معاونت اجتماعي، مطالعاتي را آغاز كرده كه بر اساس آن برآورد اجتماعي محلات تهران بر پايه قدرتها و ضعفها و فرصتها و تهديدها در تمام محلات مسئلهدار آغاز ميشود.» «احمد نوريان» معتقد است اين مطالعات در قالب پژوهشهاي موردي معضلات هر محله را براي بهبود ساختار اجتماعي اين مناطق روشن ميكند و بر پايه آن در كنار بازسازي بافت فرسوده بحرانهاي اجتماعي را به ميزان قابل توجهي كاهش ميدهد. از آنجا كه طرح مطالعه ساختار اجتماعي محلههاي تاريخي تهران هنوز در مراحل ابتدايي خود به سر ميبرد، به نظر ميرسد روندي كه شهرداري از آن نام ميبرد به اين زوديها جوابگوي نياز اين مناطق نباشد. به اعتقاد صاحبنظران شهري يكي ديگر از عواملي كه موجب شكلگيري ساختار ناهنجار در بافت تاريخي شده، حفاظت موزهاي از اين مناطق است كه اجازه توسعه و رشد را از اين مناطق سلب ميكند. نتيجه نگاه موزهاي آن شده است كه ساختار اجتماعي محلههاي تاريخي به خاطر بيتوجهي مسئولان شهري به محل تجمع افراد ناهنجار و همچنين كانون بعضي از تخلفات تبديل شود. اين روند به گونهاي گسترش يافته كه بسياري از شهروندان تهراني وقتي از كانون خلافهاي شهر صحبت ميكنند نام محلههاي قديمي را به زبان ميآورند. عليرضا عندليب»، مديرعامل سازمان نوسازي شهر تهران هم در اين باره ميگويد: «در آغاز طرح مطالعاتي بازسازي بافت فرسوده كارشناسان طرح معتقد بودند بدون در نظر گرفتن شرايط و ساختارهاي اجتماعي ساكنان بافت فرسوده نميتوان به بازسازي اين مناطق پرداخت اما نگاه عمراني به نگاه اجتماعي اولويت دارد.» به گفته وي نوسازي در بافت فرسوده تهران بدون درنظر گرفتن شرايط اجتماعي و تنها بر اساس ديدگاهي عمراني موفقيت طرح را تضمين نميكند، اما بايد به محدوديتها هم نگاه كرد. وي معتقد است: «به خاطر حضور بخش وسيعي از اقشار آسيبپذير جامعه در بافت تاريخي، اين بافت به زندهسازي و احياي دوباره زندگي نيازمند است ولي مديريت واحد شهري تحقق نيافته و نبايد از شهرداري توقع داشت.» عندليب در اين ميان به بسته بودن دست شهرداري و نهادهاي عمراني براي اجراي اين طرحهاي اجتماعي تاكيد كرده و تحقق نيافتن مديريت واحد شهري را يكي از دلايل اين گونه محدوديتها عنوان ميكند. وي ميگويد: «شهرداري تهران تمام ابزارها را در اختيار ندارد. تنها بخش معاونت اجتماعي توانسته مطالعاتي را در مورد شناسايي نوع آسيبهاي اجتماعي اين مناطق انجام دهد.» مسئولان شهرداري نيز معتقدند كه دولت در اين ميان تا كنون قوي عمل نكرده چنانچه سازمان بهزيستي هنوز به بحراني شدن اين فضاها در سطح شهر پي نبرده و به طور عملي تا كنون اقدامي را در اين حوزه اجرا نكرده است. احمد نوريان، معاون اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران هرچند مخالفتي با نظرات كارشناسان ديگر شهري درباره ساختار اجتماعي بافت تاريخي تهران ندارد اما بافت فرسوده را معادل آسيبها و بحرانهاي اجتماعي نميداند و ميگويد: «بسياري از بخشهاي قديمي شهر تهران به خاطر سكونت افراد قديمي با زيرساختهاي اجتماعي، فرهنگي و مذهبي نسبت به ساير مناطق با بحرانهاي اجتماعي كمتري روبهرو است.» معاون اجتماعي ـ فرهنگي شهرداري تهران اين معضل را در بعضي از مناطق تهران كه با مهاجرت خانوادههاي اصيل ساختار قبلي خود را از دستدادهاند قابل توجه عنوان كرده و ميافزايد: «مهاجرت ساكنان قديمي و سكونت افراد جديد كه تعلق خاطري به بافت ندارند سبب ميشود تا ساختار اجتماعي اين مناطق با مشكل روبهرو باشند و به نقاط بحران شهري تبديل شوند.» آنچه مسلم است فرسودگي تنها مشكل بافت تاريخي تهران نيست. براي نجات تهران قديم فقط سيمان، گچ و آجر لازم نيست، شوش و دروازهغار و سرچشمه و عودلاجان و لالهزار اگر بخواهند پاتوق قدمزدني عصرانه شوند و گردشگران را به سوي خود بكشانند تا تهران قديم را تجربه كنند بايد روح تازه در ساختار اجتماعي آنها دميده شود، اما براي انجام اين كار هنوز متولي مشخصي وجود ندارد
|
|
|
|
|