تيرگان، جشن آزادي ايران چاپ ايميل
۱۲ تير ۱۳۸۵

”لطفا از پاشيدن آب با سطل و اسراف آن خودداري كنيد . “امروز جشن آبريزگان است و اين نوشته بر در و ديوار كوشك ورجاوند خودنمايي مي كند .

درخت ها به كنار، حتي در و ديوارهاي پير باغ هم دوست دارند حداقل امروز را خيس باشند ” فقط يك روزدر سال زرتشتي ها كه مي خواهند بيايند اينجا و آب بريزند نمي دانم چرا نمي گذارند . مگر آب اينجا چاه نيست ؟“ اين حرف ها از زبان يك همكيش مي آيد بيرون . مي دانم حرف دل خيلي ها هم هست . عاقبت آب باز مي شود ، يك حوض ،يك استخر و يك منبع آب مخروطي شكل مي شوند منبع شادي گروهي از جوانان تا حداقل امروز را شاد باشند ، ‌نمي دانم به فكر دوستان ديگرشان هستند يا نه ؟ همان هايي كه همين الان داشتند پاسخ نامه هاي سازمان سنجش را خط خطي مي كردند .همان هايي كه امروز يا فردا بايد دربزرگترين ماراتن علمي كشور شركت كنند . ماراتني كه چندان هم به نفعشان نيست . ماراتني كه تا چند سال ديگر شايد تمام بشود .

پشت صحنه آدم هاي حاضر در كوشك ورجاوند سه گروه بودند كودكان ، نوجوانان و بزرگسالان. وسايل شادي امروزشان هم ساده بود: سطلي ، نايلوني ، كيسه اي كوچك يا هر چيزي كه از آب پر شود. امروزاين چيزها براي آدم ها از هر چيز بار ارزش تر است . بعضي ها هم كه وضع بهتري دارند ، تفنگ آب پاش آورده اند و محترمانه و ”براي شگون و يك شوخي دوستانه“ به هم ديگر قطره قطره آب مي پاشند . به هر حال اين آب پاشيدن ها بيشتر مخصوص كودكان و ونوجوانان است. آن هايي كه يك كم سن شان بالا رفته‌، اگر كمي خوش اخلاق تر باشند ، فقط خيس مي شوند ،روي بد خلق ها هم آب نريزيد كه” اين كارها آخر و عاقبت ندارد !“

يكي از همين جوان ها كه به اين بي عقوبتي دچار شده عصباني مي شود كه ”آدم ها مي آيند اينجا كه خيس شوند ، اگر دوست نداشتند مي رفتند چيتگر، هم نزديكتر است ، هم بزرگتر . “ آدمي آن طرف تر ، شايد مسئول روشنشان مي كند كه حواستان به پشت صحنه هم باشد ، كه موبايل يك نفر خيس شد ، و ظرف يک نفر ديگر شكست حواستان باشد ! شايد هم بايد به بزرگتر ها حق داد . به هر حال اين بيشتر جوان ها هستند كه جنب و جو و تحرك وانرژي دارند ، پيرترها اين روزها دوست دارند استراحت كنند ، رسمي تر شايد برخورد كنند اما آنها ظاهرأ بدشان هم نمي آيد يادي از گذشته ها هم بكنند ، شايد به همين دليل اينجا مي آيند .

جشن آبهاي خروشان، جشن آزادي ايران جشن تيرگان يا آبريزگان از آن جشن هايي است كه سابقه اي دور و دراز دارند . بعضي مي گويند كه در زمان پادشاهي فيروز ساساني ، ايران هفت سال را در قحطي و خشكسالي به سر برد مردم هم براي اينكه از اين خشكسالي ناچار روي به دشت و بيابان كردند و پروردگارا را ستايش كردند تا شايد خشكسالي تمام شود و شد . بعد از هفت سال ، ايران دوباره سيراب شد و ايرانيان هم شكرانه اين اتفاق آب را به روي هم مي پاشند ، البته بد نيست بدانيم كه ”هفت“ در ادبيات ايران و حتي بسيار ادبيات جهان ، نماد كثرت واغراق بوده است و گروهي مي گويند اين جشن در زمان منوچهر شاه باب شد . در زماني كه ايران و توران با هم جنگيدند و افراسياب شرط آزادي ايران را پرتاب تيري از قله البرزكوه تعيين كرد و آرش ، كمانگير بزرگ ايران با پرتاب ”تير“، آزادي ايران را سبب شد و به شكرانه اين آزادي است كه ايرانيان تيرگان را جشن مي گيرند .

ابالفضل

به محيط باغ برمي گرديم . ساعت 2 بعد ازظهر است اما آدم ها انگار زياد متوجه گذر زمان نيستند . با سطل،سبد،تفنگ، دست يا هر چيزي كه دم دستشان مي آيد روي هم آب مي پاشند . بعضي هاهم كه سطل ندارند خودشان را با لباس و بدون كفش انداخته اند وسط استخر. استخري كه تا 40 ، 50 سال پيش حق استفاده اش را فقط اعضاي ” سازمان جوانان زرتشتي“ داشتند و امروز همه .

ساعت 30/2 كه شد آب هم قطع مي شود همراه با قطع آب همه جوانان يك صدا مي گويند ”ابالفضل “ اباالفضل سرايدار مسلمان باغ است از زماني كه بچه بودم اينجا مي آمدم ابالفضل هم بوده كسي كه شايد اگر نبود اين باغ بعد از اين همه سال سرحال و سرزنده نمي ماند .

بعد از زماني حدود 40 يا 50 سال از زمانيكه وقف شده بود. آن زمان ها خيري به نام دكتر ورجاوند اين زمين رابا تمام وسعتش وقف مي كند بعد هم عده اي ديگر دور هم را ميگيرند ، سالن مي سازند ، اتاق و استخر و انبار مي سازند و اسمش را هم مي گذارند” كوشك ورجاوند“ هر بار هم كه قصد ورورد به باغ را داري تابلويي زده اند كه ”كوشك ورجاوند- ويژه زرتشتيان“ و اين طور كه مي شنوم غير از جشن سده در بقيه روزها فقط زرتشتي ها اجازه داخل شدن دارند .

تيرگان در طبرستان

از قرار معلوم برگزاري اين جشن تنها مختص زرتشتيان نيست ، ايرانيان ديگري هم هستند كه برگزاري اين جشن را با كمي تغيير در نامگذاري مي توان بينشان پيدا كرد . اهالي طبرستان ازاين گروه هستند كه نام جشن تيرگان را ”تيرما سيزه شو“ گذاشتند و آن را شب سيزدهم تيرماه برپا مي دارند. البته اين جشن كه با رسومي همچون حافظ خواني ، خوردن گندم برشته ، .... همراه است ( رسومي كه جزو مناسك تيرگان هم هست ) اينطور كه محمود روح الاميني ، پژوهشگر مردم شناس مي گويد فقط در بعضي شهرها و روستاها قابل مشاهده اند كه از آن جمله اند : سواد كوه ، سنگسر ، شهميرزاد ، فيروز كوه ، دمانوند ، بهشهر ، وشهر ، آمل ، بابل ، سدي طالقان و .....

يادي از غول بزرگ

اين بار ساعت حدود 5 است ،‌دست ها بالاخره خسته شده اند . انرژها ته كشيده . جوان تر ها مي گويند ”باطري مان تمام شده“ اما لبخند و شوخي را جايگزين آب پاشي مطلق كرده اند ، آدم خيال ندارند اين روز رابه همين راحتي از دست بدهند. به خصوص كه ديگر نيستند عده اي كه چهره وحشتناكي از سال بعدشان مجسم كرده اند . از حالا به فكر رويارويي با غول كنكور هستند و اينكه سال بعد در چنين روزي آن ها به جاي دوستانشان خانه نشين اند . بعضي هم دلداري مي دهند كه”نگران كنكور نباشيد دانشگاه آزا د كه هست“ و براي دلداري آب مي پاشند.

نويسنده سايت خبرگزاري ميراث فرهنگي در ادامه نوشته است،  تير و جشن اسمي است كه زرتشتيان كرمان به تيرگان داده اند آن هان هم مثل ديگر زرتشتيان جشن شان را در روز تير از ماه تير مي گيرند . سالنمايشان اين را مشخص مي كند. سالنما( تقويم ) زرتشتيان براي هر روز ماه نامي ويژه برگزيده است كه نام 12 ماه سال هم درميان آن هست و هر وقت كه نام روز با نام ماه بربابر شود آن روزها را جشن مي گيرند و براي ناميدن آن پسوند (گان ) به انتهاي نام ماه مي افزايند و مي خوانند . تيرگان ، مهرگان .... اماچرا تير و جشن؟ يكي از كرماني هاي همراهم مي گويد ”لهجه كرماني ها اينطوري است.

كرمانيها عزيز جلوه دادن چيزي به پسوند (او ) مي دهند مثلا پسرو ، دخترو. كرماني ها هم مثل بقيه زرتشتي ها رسم ( تير و باد ) را يادشان هست ،‌رسمي كه در آن نخي رنگارنگ و تابيده به هم را دروز جشن تيرگان به مچ مي بندند و در روز باد از ماه تير ( روز بيست و دوم همان ماه ) به باد مي دهند كتاب از نوروز تا نوروز نوشته موبد كورش نيكنام” رنگ اين نخ ها عموما هفت رنگ و به نشانه رنگين كمان است و مردم در روز باد ، اين نخ ابريشمي هفت رنگ را از دست باز مي كنند ، در جاي بلندي مانند پشت بام مي ايستند و آن را به باد مي دهند تا گذر تير آرش به ياري ايزد باد را ياد آور باشد : در كرمان اما به اين نخ تيرو مي گويند و زمان بر باد دادن نخ ابريشمي يادشان هست كه بخوانند : تير برو باد بيا غم بروشادي بيا محنت برو روزي بيا خوشه مرواريد بيا ساعت شده حدود 30/6 خيلي رفته اند . خيلي هام تازه آمده اند .

 آب را بعد در يك ساعت دوباره باز كرده اند اما هيچكس دل و دماغ بازي را ندارد . آن هايي هم كه آمده اند به فكر آب نبودند . يكي مي گويد آز آب بازي بدم مي آيد . حوصله اش را نداشتم . دير آمدم ، اين پسر جوان احتمالا ابهت پيرمردها و پيرزن هايي را ندارد كه بايك نگاه دنيايي را از شوخي و باز ي پشيمان مي كنند به همين خاطرهم خشك مانده اند . من هم بساطم راجمع مي كنم تا برسم به خانه. خانه كه رسيدم ساعت شده بود 8 .و سيل تبريكات جشن بزرگ ايرانيان بر سرم سرازير. جشني كه زماني 9 روز هم برگزار مي شده ” با شكوه و جلال بسيار “ يكي از اين پيام هار مرا به شكوه تيرگان انداخت ، به يادزيبايي آن دوران . حماسه آرش ، يادمان مرز پرگهر ، بارش مهر ، نماد آناهيد ، تيرگان خجسته باد .

نشانه گذاری:
Balatarin
Delicious
Digg
Furl it!
Reddit
YahooMyWeb

عناوین مرتبط :

نظرات کاربران
کاربر:مهمان
نام:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
یادداشت:

جدیدترین مطالب سایت

دانلود نرم افزار Google Earth

بسیاری از کاربران امکان دریافت و استفاده از  Google Earth را ندارد و...

عکس؛ زوج دوچرخه‌سوار جهانگرد ایرانی به یونان رسیدند

زوج دوچرخه سوار ایرانی که سفر دور دنیای خود را با پیام صلح و...

عکس؛‌ مراسم سنتی گلاب‌گیری در کاشان

مراسم گلاب‌گیری در کارگاه‌های سنتی کاشان قدمتی طولانی دارد. هر...

آبگیری سد گلابر بدون اطلاع میراث فرهنگی

سد گلابر زنجان بدون اطلاع سازمان میراث فرهنگی و در حالی که هنوز...

عکس؛ صلح سبز کشتی نوح می سازد

فعالان گروه صلح سبز برای جلب توجه جهانيان به گرم شدن زمين و هشدار...

 

 

ورود و خروج

نام كاربري

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت