|
صفحه 3 از 8
پس از درآمد، نياز است اندكي به شط آب خوش جغرافيا كه طاير فكر شكويي در «دام اشتياق» آن گرفتار آمد و آن را از درون فرهنگ عظيم جغرافياي بشري بيرون كشيد و هديه به تشنگان جغرافيا كرد، بررسي كنيم. موضوع جغرافيا همواره در طول دو هزاره اخير «زمين»، تنها «سياره» قابل زيست در جهان بوده و جغرافيا، در معنا و مفهوم «وصف زمين» در دل خود تعريف اين علم را هم دربردارد، كه تعريف آن مانند هر علم ديگر به تدريج دقيقتر و عميقتر شده است. جغرافيدانان بزرگ افق ديد خود را چنان گسترانيده بودند كه حتي تا همين اواخر «كيهانشناس» نيز به شمار ميرفتند. آنها جايگاه زمين را در منظومه شمسي در فضاي جهاني ميديدند، به زمين چونان خانه و وطن انسان با حرمت و حيرت عالمانه و عارفانه مينگريستند و براي جغرافيا اين امكان را قائل بودند تا از سويي زمين را همچون «واحدي» از جهان طبيعي دريابد و از سوي ديگر تنوع و تكثر عظيم مناطق، نواحي و هستندههاي بيجان و جاندار بر روي آن را، با توجه به رابطه انسان و محيط، درك و بررسي كند. موضوع جغرافيا بنابراين از جهتي بر سر شناخت پديده واحد كره زمين و از جهت ديگر در چهره همين سياره، برسر شناخت تنوع نامحدود مكانها بود. روشن است كه انجام كار علمي سزاوار «وصف زمين» و «تنوعات گوناگون» آن در عين گيرايي بسيار دشوار است. وصف زمين، كه انسان، محيط و روابط بين آنها را دربرميگرفت و ميگيرد هميشه جوهر اصلي تعريف و موضوع جغرافيا را تشكيل داده وخواهد داد. منتها اسلوب شناخت پديدهها و موضوعات جغرافيايي بسته به مقتضيات علمي زمان و انتظارات زمان و دگرگونيهاي اجتماعي در تحول دائم است، به طوريكه در جريان انقلاب علمي _ فنّي پس از جنگ جهاني دوم، به ويژه از ربع آخر قرن بيستم رويكرد به جغرافيا نيز، با توجه به علل زير، دستخوش تحول و تكامل گرديده و بر بهرهدهي عملي و كاربرد آن، به ويژه در برنامهريزيهاي فضايي (= آمايش سرزمين)،در روند جهاني شدن افزوده و در موارد بسياري، زمان و مكان را فشرده كرده است:
ـ تكامل و شاخه دواني علوم، به ويژه در زمينههاي روششناسي، پرداختن نظريههاي علمي، رشد راه و روشهاي كشف مواد وجهانهاي ناشناخته، خصوصاً در علومي كه با بررسي زمين سروكار دارند،
● توسعه اقتصادي كشورهاي پيشرفته و روند شتابانگيز جهاني شدن و امكان سرمايهگذاريهاي عظيم در گسترش علوم و فنون، ● رشد خارقالعاده در فنآوري سنجشگرهاي عكاسي و عكسبرداري، تكامل فضاپيمايي، افزايش ماهوارههاي اطلاعاتي، تحقيقاتي، دورسنجي، ديدهباني هوا و منابع طبيعي و نظارت بر زمين، تهيه نقشهها از عكسهاي رنگي ماهوارهاي، ● پيشرفتهاي محيرالعقول ابزارهاي محاسباتي و اطلاعاتي رايانهاي، نرمافزارها و سختافزارها، دادهپردازي، برنامهريزي و نقشهسازي كامپيوتري و شيوههاي پيشرفته چاپگرها و همچنين به كارگيري سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS)، ● نياز روزافزون به برنامهريزي فضايي يا آمايش سرزمين در سطوح محلي، منطقهاي، كشوري، بينالمللي و جهاني و اكنون «دانش كنوني» وظيفه خود را به عنوان «پژوهش سيستم» ميشناسد، زيرا كل جهان واقع يا عيني و اجزاي آن را ميتوان چونان «سيستم تودرتو» تفسير كرد. جغرافيا چون علم است، از اينرو امروزه مانند ساير علوم موضوع آن «سيستم» ميباشد، منتها بايد «سيستم جغرافيايي» موضوع علم جغرافيا را در چارچوب تعريف جغرافيا روشن كرد.
سوشكين در پرتو رويكرد سيستمي، جغرافيا را چنين تعريف كرده است: جغرافيا دانش قوانين تحوّل و ساختارهاي سيستمهاي مكاني (طبيعي و اقتصادي) است، كه در سطح زمين در جريان روابط متقابل طبيعت و جامعه پديدآمدهاند و به ياري نقشه نمايش داده ميشوند، همچنين دانش ساماندهي و هدايت اين سيستمها با هدف سازماندهي فضايي مطلوب زندگي جامعه و بهبود محيط زيست است. از جمله سيستمهاي جغرافيايي ميتوان به سيستمهاي: اقيانوسي و دريايي؛ رودها؛ شكلهاي ناهمواري؛ يخچالي؛ زيستي؛ سيستمهاي انساني: شهري، روستايي، ناحيهاي، توليدي، رابطه شهر و روستا و نظام شهرها اشاره كرد.
در تعريف سنتي جغرافيا «انسان و محيط و سازمان فضايي»، كه علي الاصول براثر روابط انسان و محيط پيدا ميشود، اساس تعريف جغرافيا بود. اكنون براي اينكه تعريف جغرافيا، هرچهار ركن جغرافيا، يعني جغرافيايي طبيعي، انساني، كاربردي و نظريهاي را در پويش زمان بر مبناي «تئوري سيستمها» دربرگيرد و نتيجهگيريهاي علمي از آن را شامل شود. دانشواژههاي: قوانين تحول (در زمان)، ساختارهاي طبيعي و اقتصادي (= انساني)، جريان (= فرآيند) ديالكتيكي، ساماندهي و هدايت سيستمهاي فضايي در جهت سازماندهي مطلوب زندگي جامعه و محيط زيست در تعريف سوشكين از جغرافيا گنجانيده شده و از ميان ابزارها و فنون جغرافيايي از نقشه ياد شده است.
با مروري در كارها و نوشتههاي چهل ساله دكتر شكويي متوجه ميشويم كه او در تعميق و بسط فلسفه و روششناسي جغرافيا به ويژه بعد از دوران دانشجويي خود در دوره كارشناسيارشد، بسيار كوشيده است و نتايج آن به هنگام عضويت در دانشگاه تبريز و گروه جغرافياي تبريز در كتاب فلسفه جغرافيا به بار نشسته است. اين كتاب هنوز زنده است و جزو آن دسته كتب راهنمايي است كه دانشجويان جغرافيا بايد از آن راه وارد قلمرو پهناور جغرافيا ميشوند. شكويي در سرآغاز كتاب خود فلسفه جغرافيا را عبارت ميداند از: «جهانبيني خاص از روابط جوامع انساني و عوامل محيط طبيعي، پيوند واقعيت پديدهها به يكديگر جهت آشنايي با وحدت و تجانس ناحيهاي و بالاخره شناخت اصول و قوانين حاكم بر روابط انسان با طبيعت. مثل اين است كه فلسفه جغرافيا از وحدت نظام يافتهاي سخن ميگويد كه در عين كثرت از وحدت و تجانس بهرهمند است.»
مقالات و كتابهاي ارزنده دكتر حسين شكويي در زمينه جغرافياي شهري در مدت عضويت او در هيأت علمي دانشگاه تبريز در اين مرحله از زندگي او تا آنجا كه نگارنده بر آنها آگاه است، به قرار زير است:
● مقدمه بر جغرافياي شهري، 1346. ● تكامل جوامع شهري و شهرهاي 40 ميليوني، 1347. ● جغرافياي شهري، بخش نخست، 1348. ● چهره و بافت شهرهاي خاورميانه، 1349. ● سير تكويني جغرافياي شهري، 1350. ● جغرافياي بزرگ بازارها، 1352. ● شهركهاي جديد، 1353. ● جغرافياي شهري، بخش دوم، 1354. ● حاشيهنشينان شهري، 1355. ● مسئوليتها و تنگناها در انتقال حاشيهنشينان تبريز، 1356. ● خانههاي ارزان قيمت و سياست مسكن، 1357. ● محيط زيست شهري، 1358.
در زمينه مطالعات جغرافياي شهري عمومي، طرح مسايل و راههاي مقابله با آنها نخستين كتابي كه به صورت مستقل در ايران، انتشار يافته است اثر دكتر حسين شكويي به نام جغرافياي شهري، بخش نخست 1348 است. مقدمه وزين دكتر منوچهر مرتضوي، رئيس وقت دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز بر اين كتاب وضعيت زندگي شهري جهان و ايران و كيفيت اين نخستين اثر نو پديد در جغرافياي شهري را در آن زمان موجز و مختصر بيان ميكند:
«جامعههاي انساني در قرن بيستم، ضمن قراگرفتن در مسير نوين تحول و تكامل، گرفتار نابسامانيها و بيهدفيهاي جديد نيز گرديده است. با آنكه بشر در زمينههاي علمي و فرهنگي به پيروزيهايي درخشان نايل آمده و حتي آرزوي دست يافتن به فضاهاي ديگر به تحقق پيوسته است ولي مشكلاتي ديگر نظير افزايش دايم جمعيت، كمبود مسكن، توسعه زاغهها و زاغهنشيني، بالارفتن ميزان تباهيها و بزهكاريها و گريز از معنويات در جوامع شهري روبهفزوني است.
بنابراين صاحب نظران و محققان مسايل شهري از هماكنون با دورنگري خاص جغرافيايي، دورنمايي از شهرهاي بيروح و ناموزون آينده را طرح ميكنند كه در آنها جمعيتي از 8 تا 20 ميليون تن درهم خواهند آميخت و اين مسأله چندان حايز اهميت است كه عنوان «در شهر جايي نيست» از فصول جالب و هيجانانگيز تأليفات و تحقيقات در مسايل شهري به شمار ميآيد.
اگرچه امروزه كشور ما شايد در يكي دو شهر با اين مسايل روبرو باشد ولي آشكار است كه با تحول شگرفي كه در همه شؤون كشور روي ميدهد در سالهاي آينده كشور ايران با قرارگرفتن در مسير جامعههاي پيش رفته جهان دچار مشكلات موجود در آنها نيز خواهد شد. با توجه به اين مسايل اهميت اين گونه مطالعات و بررسيها بيشتر روشن ميشود و تنها با استفاده از روشهاي علمي ميتوان آگاهانه به مقابله مشكلات شتافت و پيش از به وجود آمدن آن چارهاي انديشيد.
كتابي كه هم اكنون از نظر علاقهمندان به مطالعات جغرافيايي ميگذرد نخستين كتابي است كه در اين زمينه در كشور ما منتشر ميشود و مؤلف آن آقاي حسين شكويي معلم جغرافياي دانشكده ادبيات و علوم انساني توانسته است گامي توفيقآميز در اين زمينه از دانش نوين بردارد. مؤلف كوشيده است تا چهرهه شهرهاي امروزي جهان را همراه بامسايل پيچيده و مشكلات فراوان آنها به وضوح نشان بدهد و نقش آموزنده و سازنده جغرافياي شهري را در عصر حاضر بنماياند.
در تهيه اين كتاب سعي مؤلف بر آن بوده است تا از آخرين مطالعات و تحقيقات برجستهترين جغرافيدانان جهان بهره برگيرد چنانكه 26 مأخذ از 28 مأخذ انگليسي اين كتاب از تحقيقات و تأليفاتي است كه بين سالهاي 1963 و 1969 انجام يافته است.
اميد است اين كتاب كه روشنگر حدود و قلمروهاي تازهاي است كه دانشمندان جغرافياي شهري مورد تحقيق و بررسي قرار دادهاند مقدمهاي سودمند براي آغاز مطالعات جغرافياي شهري در ايران واقع گردد». فهرست مندرجات فصول كتاب نيز تقريباً همان بابهايي است كه جغرافياي شهري و برنامهريزي شهري كشورهاي انگلوساكسن تا سال 1969 ميلادي (= 1348) گشودهاند. پشتوانه و زيربناي هر فصلي و هر بابي از اين كتاب، نتايج صدها كتاب، مقاله و گزارش به وسعت جهان و در طول حداقل يكصد سال تاريخ جغرافياي شهري نوين است:
|