مؤسسه جغرافیای دانشگاه تهران در نظر دارد با همکاری گروههای جغرافیایی دانشگاههای کشور و با هدف «تکریم مقام علمی شادروان استاد دکتر حسین شکویی»، یادنامه ای را در قالب تبیین، تحلیل و نقد و بررسی آثار علمی و تفکرات و اندیشه های استاد در محورهای چهارگانه «فلسفه اندیشی»، «جغرافیای شهری»، «ارزیابی عملکرد علمی و آموزشی» و «بیوگرافی» تدوین، و ضمن برگزاری همايشی در سوم ديماه ۱۳۸۶ به صورت مجموعه ای ارزشمند منتشر نماید. بر اين اساس برای هر چه کاملتر شدن این مجموعه بسیار خوشوقت خواهیم بود که فرم زير را به صورت فايل يا آنلاين تکمیل و ارسال فرمایید.

«سوره‌عاطفه» به ياد دوست ديرينه غايب از زندگي چاپ ايميل
۲۷ شهريور ۱۳۸۵
رفتن به
«سوره‌عاطفه» به ياد دوست ديرينه غايب از زندگي
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8

«فصل اول: كليات: (تعريف و حدود قلمرو جغرافياي شهري، تعريف شهر، مراحل تكوين و جمعيت‌يابي شهرها، اكولوژي شهري، طرح والتر كريستالر، نقش شهرها...)
فصل دوم: شهرنشيني و توسعه شهري: (شهر در تاريخ، مشخصات شهرهاي قرون وسطي، شهرنشيني و توسعه شهري در نواحي مهم جغرافيايي)
فصل سوم: شهرهاي متروپليتن جهاني (پيچيدگي مسايل شهرهاي متروپليتن جهاني، زاغه‌ها، علل زاغه‌نشيني...)
فصل چهارم: نقش وسايل ارتباطي در شهرها (تكنولوژي و بافت شهر...)
فصل پنجم: متابوليسم شهرها (تأمين آب شهرها، مسأله آلودگي آبها، آلودگي هواي شهرها...)
فصل ششم: بازارها
فصل هفتم: بخش مركزي شهرها. دراين فصل بحث «نظري به بخش مركزي و چهره بخش مركزي تبريز» كه از پژوهش‌هاي ميداني خود مؤلف مي‌باشد، بسيار نو است.
فصل هشتم: حومه‌هاي شهري...» 

ايشان درمقاله «چهره و بافت‌ شهرهاي خاورميانه» به سال 1349 باز هم براي اولين بار از نظر جغرافياي شهري به بررسي «علت وجودي و مشخصات شهرهاي خاورميانه اسلامي»، مطالعه «چهره و بافت، ساختارها و كاركردهاي دوران اسلامي اين شهرها، مقايسه شهرهاي خاورميانه با شهرهاي اروپا در قرون وسطي با ذكر مثال‌ها از شهرهاي كشورهاي اسلامي، شهرنشيني و تركيب جمعيت شهري شهرهاي خاورميانه اسلامي مي‌پردازد و شالوده مطالعات بعدي جغرافياي شهري شهرهاي كشورهاي اسلامي را مي‌نهد.

در مقاله «سير تكويني جغرافياي شهري» سال 1350 شكويي ابتدا تاريخچه جغرافياي شهري را از سال 1815 در ايالات متحده امريكا رديابي كرده، سير آن‌را در قرن نوزدهم و قرن بيستم تا سال انتشار مقاله، با اشاراتي به جغرافياي شهري و برنامه‌ريزي شهري در انگليس دنبال مي‌كند. اين مقاله به معرفي «مفاهيم اكولوژيكي در جغرافياي شهري، روند، سردمداران آن در آمريكا و برخي از نظرات آنان پرداخته، ديدگاه «محيط‌گرايي در جغرافياي شهري» را از نظر گريفيت تيلر  در مطالعات شهري چكيده‌وار بيان مي‌كند. او براي اولين بار در ايران به نتايج بررسي‌هاي جالب جغرافيدانان شهري اتحاد جماهير شوروي در سال‌هاي 1957، 1959، 1965 مي‌پردازد و بار ديگر نظري بر جغرافياي شهري در آمريكا مي‌اندازد و چكيده طرز تفكر جغرافيايي هارولد مه‌ير را در جغرافياي شهري كه از سال 1950 به بعد به عنوان اساس كار در مطالعات شهري پذيرفته شد مرور مي‌كند: «متخصصين جغرافياي شهري شهرها را با روش‌هاي مختلفي بررسي مي‌كنند. آنها شهر را به عنوان بخشي از كالبد سكونت به شمار مي‌آورند و ممكن است الگوها و فرم‌هاي امروزي آن را مطالعه كنند، اثرات تكاملي پديده‌ها را بنگرند و يا تغييرات و دگرگونيهاي ممكن را پيش‌داوري نمايند. اين جغرافي‌دانان ممكن است شهر را به عنوان يك پديده اقتصادي به همراه نگرش‌هاي اجتماعي و سياسي مطالعه كنند و يا جستجوگر نقش شهري باشند و آن را در توسعه و يا توقف شهر دخالت دهند و وظيفه و عملكرد شهر را در حوزه مربوطه بررسي نمايند ولي اغلب جغرافيدانان سعي دارند كه همه اين مسايل را يكجا مطالعه كنند.» 

اين مقاله با محتواي غني خود پايه‌اي است كه مي‌توان از آن براي مقايسه ـ هرچند در مقياس كوچك ـ وضعيت كمي و كيفي جغرافياي شهري ايران و امريكا و اتحاد جماهير شوروي آن زمان استفاده كرد: «هم اكنون كه اين سطور نگاشته مي‌شود، به سال 71_1970 در مطالعات شهري و جغرافياي شهري 40 دانشگاه معروف آمريكايي دوره‌هاي Ph.D. داير كرده‌اند.

در جامعه متروپليتن آمريكا، سطوح علمي بسيار پيشرفته و نگرش‌هاي خاص جغرافيايي گروه‌هاي دانشگاهي، رشته جغرافياي شهري را بيش از پيش با نيازهاي شهري پيوند داده و آن را در حلّ مسايل و نارسايي‌هاي شهري ارج و اعتبار بخشيده است. زيرا در جامعه دانشگاهي آمريكا، همراهي و همكاري جغرافي‌دانان، اقتصاددانان، كارشناسان طرح‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي شهري، جامعه‌شناسان و مهندسان ترافيك شهري لازم آمده و اين رشته از دانش جغرافيا را در مسيرهاي كاملاً تازه‌‌اي قرار داده است».

با چنين آگاهي از وضعيت جغرافياي شهري در جهان است كه حسين شكويي تلاش‌هاي پايدار و پرثمري را در اخذ قسمتي از اين ميراث عظيم علمي جهان انجام مي‌دهد و اين هنگامي است كه ذخيره علمي جغرافياي شهري ايران از چند نفر، با چند مقاله و كتاب درنمي‌گذشت. بدين ترتيب شكويي علاوه بر مقالاتي كه در اوايل دهه 1350 انتشار مي‌دهد به سال 1353 به تدوين كتاب شهرك‌هاي جديد  مي‌پردازد:

شكويي در كتاب شهرك‌هاي جديد «گامي ديگر در راه بررسي و معرفي مسايل شهري برداشته و سابقه و چگونگي و ويژگي‌هاي چشم‌اندازي نو را در زمينه آينده شهرنشيني معرفي كرده‌اند».  اين نخستين كتابي است كه اصولاً به زبان فارسي در آن هنگام انتشار يافته و شهرك‌هاي جديد و سير آنها را از ديدگاه جغرافيايي بيشتر در كشورهاي غربي، كه اين شهركها حاصل پاسخ آنها به حل مسايل شهرهاي بزرگ است، بررسي مي‌كند. حسين شكويي انديشمند دورنگري است كه موضوعات حساس جغرافيايي را هموار ساخته، به موقع ديده و دنبال كرده است. پيشگفتار و فهرست مطالب كتاب موضوع و فلسفه وجودي شهرك‌هاي جديد را به خوبي بيان مي‌دارد.

«شهرك‌هاي جديد رنگ و آهنگ جغرافيايي دارد. اين شهرك‌ها از يك‌سو بر زيبايي‌هاي محيط طبيعي تكيه مي‌كند و از سوي ديگر زمينه مساعد فرهنگي و شرايط دلخواه اجتماعي را فراهم مي‌آورد. هم‌اكنون در نبردي كه عليه ويراني و پاكسازي محيط زيست انسان در جريان است شهرك‌هاي جديد ارج و اعتبار مي‌يابند چرا كه اين قبيل شهرك‌ها، مردم بيگانه به همه ارزش‌هاي انساني را از شهرهاي تب‌آلود، ناآشنا و كم عاطفه امروزي مي‌رهاند و آنها را در يك محدوده معين «شهرك جديد» كه در آن پيوند طبيعت، سنت، مذهب و ارزش‌هاي جامعه انساني همه شهر را مي‌پوشاند به كار و زندگي مي‌گيرد.

تقريباً دو دهه است كه جهان ما به سرعت زير پوشش متروپليتن‌ها قرار ‌گرفته است و در اين راه، محيط زيست خصمانه‌اي بر انسان شهرنشين تحميل مي‌شود. در اينجاست كه ايجاد شهرك‌هاي جديد با تأييد همگان روبرو مي‌گردد و دورنمايي بس جالب و اميدبخش در نظر شهرنشينان مجسم مي‌سازد. آگاهي از ارزش‌ها و اهميت شهرك‌هاي جديد تجزيه و تحليل موارد زير را ضروري مي‌نمايد:

1_ در برابر مسائل و مشكلات زندگي دركلان‌شهرها و جهان‌شهرها، شهرك‌هاي جديد امكانات مساعدي براي ساكنان خود تهيه مي‌كند. به ديگر سخن، جهت تازه‌اي در شهرنشيني عرضه مي‌دارد.
2_ شهرك‌هاي جديد در توسعه اقتصادي و اجتماعي نواحي جغرافيايي تأثير فراوان دارد و همه روستاها و نقاط منطقه نفوذ از بخش خدمات شهرك‌ها بهره‌مند مي‌شوند.
3_ شهرك‌هاي جديد محل كار و زندگي را توأم و با هم فراهم مي‌كند. در اهميت طرح و ايجاد شهرك‌هاي جديد همين بس كه گفته شود آينده شهرنشيني در دنيا و بالطبع در كشور ما به مطالعه و بررسي همين طرح‌ها بستگي دارد».

پس از انتشار اين كتاب حسين شكويي دست به انتشار بخش دوم كتاب جغرافياي شهري خود به سال 1354 مي‌زند،  كه در واقع نه تنها مكمل بخش نخست جغرافياي شهر اوست، بلكه حاوي مطالب كاملاً جديدي بود و به منابعي كه به تازگي درباره برخي از شهرهاي خاورميانه و يا ايران چاپ شده است نيز دسترسي يافته و از مضامين جديد آنها استفاده كرده‌اند. افزون بر اين حاوي برنامه‌ريزي شهري هم مي‌باشد.

مثال‌هاي روشن و گوياي كتاب، به خصوص نكات بنيادي درخصوص شهرهاي خاورميانه و ايران در آن روزگاران اهميت بنيادي دارد. بررسي محتوايي دو جلد كتاب جغرافياي شهري بايد در چهارچوب امكانات محدود آن هنگام انجام گيرد تا زحمات ايشان مشخص‌تر گردد و دانشجويان ما بدانند براي يافتن معادل‌هاي خارجي دانشواژه‌هاي جغرافياي شهري و برنامه‌ريزي در زبان فارسي چه رنج‌ها كه تحمل شده است.

حسين شكويي نخستين كتاب مسأله‌گراي خود را درباره حاشيه‌نشينان شهري به سال 1355 از ديدگاه جغرافياي اجتماعي انتشار داد.   اين كتاب چهار فصل با يك نتيجه‌گيري دارد:
فصل اول: ويژگي‌هاي مناطق حاشيه‌نشين (با 39 زير فصل)،
فصل دوم: عمران و نوسازي مناطق حاشيه‌نشين (با 18 زيرفصل)،
 فصل سوم: برنامه‌ريزي اجتماعي و مناطق حاشيه‌نشين (با 19 زيرفصل)،
فصل چهارم: خانه‌هاي ارزان قيمت و سياست مسكن (با 18 زيرفصل) و نتيجه‌گيري (با دو زيرفصل). مؤلف محترم در پيشگفتار متين خود چكيده‌اي از مسايل را به خوبي بيان مي‌كند:
«قرن بيستم را در يك سياره روستايي آغاز كرده‌ايم. در اين آغاز از هر 5 نفر 4 نفر در حوزه‌هاي روستايي زندگي مي‌كردند. اما در پايان قرن بيستم، با اين افزايش بي‌امان جمعيت شهري، سياره زمين به يك سياره شهري تغيير نقش مي‌دهد و در يك نقشه جغرافيايي، متروپليتن‌ها، بيشتر نواحي جهان را مي‌پوشانند. در اين ميان شرايط اقتصادي، اجتماعي و فيزيكي شهرهاي ممالك در حال توسعه به سرعت دگرگون مي‌شود و توده‌هاي روستايي، شتاب‌زده از نواحي جغرافيايي رها مي‌گردند و به شهرهاي بزرگ مهاجرت مي‌كنند. امروزه بين 20% تا 50% جمعيت شهرهاي ممالك در حال توسعه در مناطق حاشيه‌نشين و زاغه‌نشين زندگي مي‌كنند. در يكي دو دهه آينده اين نسبت باز هم به نفع حاشيه‌نشينان تغيير جهت مي‌دهد. بدينسان كه در اواخر اين قرن، صدها ميليون بي‌خانمان، حاشيه‌نشين و بيگانه با فرهنگ شهري، شهرها را به اردوگاه فقيران تبديل مي‌كنند و هم اكنون جهان ما در نيمه راه اين فاجعه قرار دارد. اين تنها يك شهر و يا يك كشور دنيا نيست كه به مشكلات ناشي از كمبود مسكن و حاشيه‌نشيني گرفتار آمده باشد بلكه در لس‌آنجلس، نيويورك، مسكو، توكيو، پاريس، كلكته، سائوپولو و بالاخره در همه شهرهاي پرجمعيت كمبود مسكن و توسعه حاشيه‌نشيني با شدت و ضعف ادامه دارد. هم اكنون بيش از نصف جمعيت دنيا در اطاقهايي زندگي مي‌كنند كه در آنها سه نفر يا بيشتر اقامت دارند و از تجهيزات لازم نيز بي‌بهره‌اند.