|
صفحه 5 از 8
در اين جا بهتر است ويژگيهاي همه زاغهها و بخش حاشيهنشينان را از زبان خود مؤلف بيان كنيم تا موضوع متن كتاب روشنتر گردد: «1_ واحدهاي مسكوني رو به ويران، فرسوده با تجهيزات ناقص. 2_ تسلط فرهنگ فقر و انعكاس آن در رفتارهاي اجتماعي مردم. 3_ فقر اقتصادي مردم. 4_ گوشهگيري مردم از همه جريانات شهري. 5_ ايجادمرزهاي پردوام در اطراف محله و جدائيگزيني مردم از ساير طبقات شهري. 6_ عدم توجه و بياعتنايي سازمانهاي مسئول به احتياجات محله. كلمه زاغه، از مدتها پيش يك جنبه منفي در اذهان مردم سراسر دنيا به وجود آورده و اين كلمه يادآور زشتيهايي است كه لازم است از آنها دوري جست... منطقه زاغهها به شهركهايي ميمانند كه در يك يا چند منطقه چسبيده به شهر به وجود ميآيد و از خانههاي كثيف و غيربهداشتي تشكيل ميشود. منطقه زاغهها و بخش حاشيهنشينان شهري معمولاً در زمينهاي غيرمجاز توسعه مييابد و از مواد و مصالح كم دوام ساختماني ساخته ميشود».
شكويي با طرح مسأله حاشيهنشينان در چارچوب جغرافياي شهري عمومي دست به مورد پژوهشي خاصي درباره «مسئوليتها و تنگناها در انتقال حاشيهنشينان تبريز» ميپردازد و در سال 1356 موفق به انتشار نتايج آن به صورت مقالهاي ميشود.
تأليف كتاب محيط زيست شهري در اين مرحله از جغرافياي شهري، كه انتشار آن به اولين بهار پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1358 كشيد، انجام ميگيرد. دكتر حسين شكويي كه انديشه، احساس، مسئوليت عاطفي و علمي او را نسبت به سرنوشت شهرنشيني در بحثهاي كتاب حاشيهنشينان شهري (1355) و مسئوليتها و تنگناها در انتقال حاشيهنشينان تبريز (1356) ديدهايم، به مسايل محيط زيست شهري با همان احساس رو ميكند و باز هم اولين كتاب جغرافيايي را در اين زمينه تدوين مينمايد. او ضمن طرح، بحث و تحليل مسايل محيط زيست شهري به «طرق مقابله با خطرهاي ناشي از اين آلودگيها و نارساييها، به دورنماي گريز از بحران و تجسم محيط زيست مطلوب با توجه به معيارهاي جهاني و غربي پرداختهاند». پيشگفتار مؤلف محترم گوياي مضمون كتاب است:
«در همه كشورها و نواحي جغرافيايي، جمعيت به سرعت افزايش مييابد. اين جمعيت، زندگي مطلوب را در جامعه شهري جستوجو ميكند. با افزايش جمعيت شهري، بخشهاي صنعتي، تجاري و خدماتي شهر توسعه مييابد و سطح مصرف در جامعه شهر بالا ميرود. در نتيجه، شهر جهت پذيرايي از مهاجران، انباركردن كالاها، توزيع و فروش كالا، جابجايي مردم و امر ارتباطات زمينهاي بيشتري ميطلبد. از اينجا به بعد، در برابر وسعتيابي شهرها، سرعت مداخلات غيرمنطقي انسان در محيط زيست شهري بالا ميگيرد اما نظارت آگاهانه انسان بر جامعه شهري و منطقه نفوذ آن كاهش مييابد. روشن است كه به همراه اين جريانات، غالباً با سه پديده روبرو هستيم:
1_ جميعت شهرهاي بزرگ به سرعت زياد ميشود و با توسعه غيرمنطقي شهرها، آلودهسازهاي جديدي وارد جامعه شهري ميگردد. ميزان مرگ و مير بالا ميرود، مرگ زودرس، برونشيت مزمن، آسم، سردرد دايمي، فشار عصبي _ رواني، سرطان شش و ضعف شنوايي به شدت مردم اين قبيل شهرها را گرفتار ميسازد. 2_ شهرهاي كوچك به آرامي جمعيت ميپذيرند و به ندرت به كانونهاي مطمئن اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تبديل ميشوند. 3_ روستاها با شتاب از جمعيت خالي ميشوند و نوار فقر، بدبختي و بيكاري و بيماري در حاشيه شهرها از مهاجران روستايي به وجود ميآيد.
با توجه به موارد فوق، در اين كتاب سعي ميشود با نگاهي گذرا، اثرات آلودگي هوا، آلودگي صوتي، اهميت فضاي سبز و شدتيابي امراض در جامعه شهري بيان گردد بدانسان كه دانش جغرافيا تعيين ميكند». سرفصلهاي كتاب بيانگر موضوعات اساسي مورد بحث است و در زيرفصلهاي هر يك از فصول، مطالب به طور روشن و مستند بر مبناي تجارب علمي غرب بيان ميگردد.
شكويي يادداشتهاي ارزنده خود را در زمينه جغرافياي اجتماعي و جغرافياي كاربردي در تبريز تدوين كرد و سپس در سال 1365 آنها را انتشار داد. دو جلد كتاب جغرافياي كاربردي و مكتبهاي جغرافيايي و جغرافياي اجتماعي شهرها را بايد جزو ميراث علمي عظيم او در تبريز منظور داشت. شكويي با تأليف كتاب جغرافياي كاربردي و مكتبهاي جغرافيايي راهي تازه در تفكرات جغرافيايي گشود. فصول كتاب گواه تازگي آن از هر حيث است. بنيه اين كتاب معتبر گوياي دامنه وسيع دانش شكويي در قلمرو جغرافياي كاربردي است.
در جغرافياي اجتماعي شهرها شكويي علم و عاطفه را در موارد زيادي به هم آميخته است، مقدمه كتاب جغرافياي اجتماعي شهرها گوياترين حكايت شهر از ديدگاه دكتر شكويي است:
«شهر، كانون همه جاذبههاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي است. اين مكان انسان را از بربريت به اوج تمدن رسانيده و آگاهيهاي او را جلال و شكوه بخشيده است. محققان، متفكران و طبقات مختلف شهري هر يك به نحوي در مورد زندگي شهري به داوري مينشينند: عدهاي عقيده دارند كه شهر به مثابه يك دوزخ واقعي است، شهر كانون همه بيرحميها و محروميتهاست، شهر به صورت يك تله است، شهر كلكسيون همه تيره بختيها و سيهروزيهاي جامعه بشري است، شهر به مثابه خانه اموات مينمايد، شهر منشأ سقوط همان تمدني است كه خود پرورش داده است. در برابر اين طرز تفكر، عدهاي ديگر معتقدند كه شهر كانون اصلي همه ميراثهاي فرهنگي، عواطف و احساسات بشري است، شهر به صورت موزه انديشهها، تفكرات، شيوه نظامهاي حكومتي و نحوه نگرش به عدالت اجتماعي است، شهر تجلي گاه نظام ارزشهاي انساني، اعتقادات، اميدها و نگرانيهاست، شهر به همه ارزشهاي بشري ارج و اعتبار خاصي قائل است و اگر شهر توقف كند توسعه اجتماعي و اقتصادي جامعه، امكانپذير نخواهد بود. از اين رو بيانصافي است كه اگر از شهر سخن به ميان آيد و تنها به ساخت فيزيكي شهر، ترافيك سنگين شهر و يا سودرساني برق و تلفن شهري انديشه شود. در حالي كه هرآجر، هر ساختمان، هر خيابان و هر ميدان شهر يادآور دردها، رنجها، شاديها و اميدهاي جماعات انساني است. اين سلسله مراتب اجتماعي كه ميان ساختمانهاي شهري ديده ميشود بيانگر معماري ظلم و جور يا عدالت و انصاف سازمانهاي شهري است. اكولوژي اجتماعي شهرها كه از آن به عنوان جغرافياي اجتماعي شهرها نيز نام ميبرند، اين شيوه اجتماعي _ اقتصادي شهرها را به تصوير ميكشد و بر هويت اجتماعي شهرها تأكيد دارد. اكولوژي اجتماعي شهرها به تعادل بخشي ميان ساخت فيزيكي و ساخت اجتماعي شهر ميانديشد و بيگانگي با اكولوژي اجتماعي شهرها را در برنامهريزي شهري، زيانبار ميداند، چيزي كه تاكنون سازمانهاي شهري كشورهاي جهان سوم، بدان بياعتنا بودهاند. بيجهت نيست كه در اغلب محلات شهرهاي جهان سوم، از شور، شوق و همهمه زندگي خبري نيست.
جغرافياي اجتماعي شهرها در تلاش است تا كمبودهاي جامعه شهري، در رابطه با ساخت فيزيكي شهرها و ساخت فيزيكي شهرها، منطبق و سازگار با شرايط اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي شهرها سامان گيرد. به سخن ساده، اكولوژي اجتماعي شهرها، گذرگاه تازهاي ميجويد تا همه شهروندان بتوانند در سراسر شهر به زندگي شايستهاي دست يابند.
تعريف شكويي از جدايي گزيني اجتماعي (اكولوژيك) هنوز هم پرمعنا و واقعي است:
«جدايي گزيني اكولوژيكي از اين واقعيت سرچشمه ميگيرد كه ساكنان شهرها از نظر درآمد، مذهب، نژاد، پايگاه اجتماعي ـ اقتصادي به دستهها و گروههاي گوناگون تقسيم ميشوند. از اين رو در انتخاب محلّه مسكوني همواره رقابتهايي ميان گروههاي شهري در جريان است و گروهي برنده ميشود كه از قدرت و درآمد بيشتري بهرهمند است. نتيجه رقابتهاي گروهي منجر به جدايي گزيني اكولوژيكي گروهي از گروه ديگر ميشود. بدينسان كه هر گروهي با پايگاه اجتماعي _ اقتصادي برابر، معتقدات مذهبي يكسان و يا هم نژاد بودن، گرد هم ميآيند و منطقه يا محلهاي را جهت سكونت خود انتخاب ميكنند و يا از روي اجبار به زندگي در محلهاي كه جامعه شهري براي آنها تعيين كرده است تن درميدهند. به موازات جدايي گزيني اكولوژيكي، هر يك از محلات شهري مشخصات ويژهاي به خود ميگيرد و از چهره و بافت معيني تبعيت ميكند كه با ساير محلات شهري تفاوت دارد. در شهرهاي ممالك در حال توسعه و شهرهاي غربي، با تبعيت از پايگاه اجتماعي _ اقتصادي، كارگران ساده، كارگران ساختماني، مهاجران روستايي، دستفروشان، كارمندان، بازرگانان، هر يك محله ويژه خود را دارند چرا كه از پايگاه اجتماعي _ اقتصادي يكسان و همانند بهرهمندند. البته اين بدان معني نيست كه مثلاً در يك محله كارگري، كارمندي زندگي نميكند بلكه مراد اين است كه اكثريت ساكنان محلات به يك پايگاه اجتماعي _ اقتصادي معين تعلق دارند.»
جدايي گزيني اكولوژيكي معمولاً با جدايي گزيني مكاني يا فاصله فيزيكي در رابطه است كه در پايان كار به جدايي گزيني اجتماعي در شهرها ميانجامد. بدينسان كه قشرها و گروههاي ويژه شهري، با زندگي در محدوده معين (محلّه) و عدم تماس با ساير قشرهاي شهري، حاكميت فاصله اجتماعي ميان خانوادههاي شهري را سبب ميگردند و شهر را به قطعاتي تقسيم ميكنند كه هر قطعه با قطعه ديگر به علل فاصله فيزيكي و فاصله اجتماعي جدا شدهاند (همانجا: 30_29).»
تصوير شكويي از شهر بزرگ جهان سوميِ قاره آسيا گويي تهران را نشان ميدهد: بزرگترين شهر، انگل يا توسعه دهنده: «در قاره آسيا، شايد در همه كشورهاي جهان سوم، يك شهر بسيار بزرگ، يك پايتخت و يا يك بندر بزرگ آن چنان امكانات اجتماعي و اقتصادي كشورها را در خود جاي ميدهد كه همه شهرهاي كوچك و بزرگ را از توسعه و پيشرفت باز ميدارد. يعني توسعه تنها يك شهر به قيمت ويراني و عقبماندگي همه كشور تمام ميشود. در آسيا، بزرگترين شهر از نظر جمعيت، سطح امكانات اجتماعي _ اقتصادي و فرهنگي به آن چنان وسعتي ميرسد كه ساير شهرهاي درجه اول كشورها درمقايسه با آن كوچك و كم اهميت جلوه ميكند. نخستين شهر در كشورهاي آسيايي از مشخصات زير بهرهمند است: 1ـ سرمايههاي يك كشور را ميبلعد. 2ـ مسيرهاي بزرگ مهاجرتي را به سوي خود ميكشد. 3ـ نفوذ عميق در الگوهاي اجتماعي _ اقتصادي و فرهنگي كشور اعمال ميكند. 4ـ ميزان مصرف در مقايسه با ساير شهرها، بسيار بالاست. 5ـ هر نوع يادآوري و فرهنگ وارداتي از دروازههاي آن وارد كشورها ميشود. 6ـ در توسعه و پيشرفت ساير شهرهاي بزرگ تأثيرات منفي دارد و چه بسا كه آنها را در حال توقف و ركود نگه ميدارد. 7_ فرودگاهش، هتلهايش، خيابانهايش و مغازههايش نظير معروفترين و ثروتمندترين شهرهاي جهان پيشرفته به نظر ميرسد.
|